شناسنامه کتاب:
عنوان کتاب: «مهاجرت و ماندگاری افغانستانیها در ایران به روایت مهاجران»
نویسندگان: دکتر علیرضا خسروی (عضو هیأت علمی دانشگاه تهران) و دکتر عبدالمحمود محمدی لرد
انتشارات: پژوهشکده مطالعات راهبردی
تاریخ انتشار: شهریورماه ۱۴۰۴
مروری بر روند مهاجرت افغانها به ایران بهوضوح مؤید آن است که حداقل از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون، پدیده و مسئله مهاجرت اتباع افغان ـ بهرغم فراز و نشیبهای آن ـ نه پدیدهای مقطعی، بلکه مسئلهای مداوم و واقعیتی در جریان بوده است. این مهم، مدیریت مهاجران را به ضرورتی انکارناپذیر برای ارتقای حکمرانی کشور مبدل کرده است. درواقع، پیچیدگیهای مترتب بر پدیده مهاجرت، نهتنها به دلیل حجم بالای مهاجران، بلکه به علت تغییرات ساختاری در جامعه مهاجران و تحولات سیاسی و اقتصادی در ایران و افغانستان، اهمیت ویژهای دارد.
در حالی که بسیاری از مهاجران نسل اول به زندگی در شرایط سخت و نداشتن حقوقی همچون شهروندان ایرانی عادت کرده بودند، نسلهای بعدی انتظارات بیشتری برای ادغام در جامعه ایران دارند. علاوه بر این، نوع نگرش جامعه ایرانی به مهاجران و احتمال شکلگیری تنشهای داخلی معطوف به مهاجران، اهمیت قرار گرفتن پدیده مهاجران در دستورکار سیاستگذاری کلان کشور را دوچندان ساخته است.
بدیهی است مدیریت هر پدیدهای، ازجمله مهاجرت افغانها، مستلزم شناخت دقیق از پدیده و در اختیار داشتن توصیف و تبیینی درست از چیستی و عوامل مؤثر بر آن و نیز روند آینده آن است. این مهم، اگرچه میتواند از روشهای مختلفی مورد کنکاش قرار گیرد، لیکن در این کتاب تلاش شده است تا تبیین مهاجرت افغانها و دلایل ماندگاری آنها از زاویه دید خود مهاجران افغان مورد بررسی قرار گیرد.
در این کتاب، مهاجرت بهعنوان یک پدیده پیچیده و چندبعدی شامل ابعاد اقتصادی، امنیتی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی تحلیل شده است. این ابعاد بر تصمیمات مهاجران در مورد ماندن، بازگشت یا مهاجرت مجدد تأثیرگذارند. روش پیمایش اجتماعی که در این مطالعه مورد استفاده قرار گرفته است، امکان درک بهتر نگرشها، تجربیات و چالشهای مهاجران را فراهم میکند. چنین رویکردی میتواند به سیاستگذاران کمک کند تا برنامههای مناسبتری برای مدیریت مهاجران طراحی کنند و از تنشهای اجتماعی و اقتصادی ناشی از این پدیده بکاهند.
کتاب چند هدف را در مصاحبه با افغانستانیهای مقیم ایران دنبال کرده است: در وهله نخست، به دنبال شناسایی دلایل مهاجرت از افغانستان و انتخاب ایران بهعنوان مقصد است. سپس، میزان تمایل مهاجران به بازگشت یا مهاجرت به کشور ثالث و عوامل تأثیرگذار بر این تصمیمات مورد تحلیل قرار میگیرد. علاوه بر این، نگرش مهاجران نسبت به سیاستهای مدیریت مهاجرت ایران بررسی میشود تا ابعاد مختلف تعامل آنان با ساختارهای قانونی و اجتماعی کشور میزبان روشن گردد. در نهایت، تلاش میشود تا گزارهها و ملاحظات سیاستی که از دیدگاه مهاجران قابل استنتاج است، شناسایی و ارائه شود.
عطف به اهداف مذکور، سؤالات پژوهش در پنج محور زیر تدوین شدهاند که هر یک ناظر بر بُعدی مهم از پدیده مهاجرت افغانستانیها به ایران هستند و میتوانند به تصمیمگیران و سیاستگذاران در مدیریت بهتر این پدیده یاری رسانند:
۱. چه عواملی در تصمیم مهاجران افغانستانی برای ترک افغانستان مؤثر بودهاند؟
۲. چرا مهاجران افغانستانی، ایران را بهعنوان مقصد مهاجرتی خود انتخاب کردهاند؟
۳. چه عواملی بر تمایل مهاجران افغانستانی به بازگشت به افغانستان یا مهاجرت به کشور ثالث تأثیر میگذارند؟
۴. دیدگاه مهاجران افغانستانی نسبت به سیاستهای مدیریت مهاجرت ایران چیست؟
۵. گزارهها، الزامات یا ملاحظاتی که بهمنظور مدیریت مهاجران افغانستانی میتوان از نگرش آنها احصا کرد، کداماند؟
جامعه آماری پژوهش شامل اتباع افغانستانی ساکن در ایران است. در این پژوهش از روش نمونهگیری خوشهای استفاده شد. بدین صورت که از بین همه استانهای کشور، ۵ استان که پذیرای بیشترین مهاجران افغانستانی هستند، انتخاب شدند. در هر استان هم نمونهها در مرکز استان، حاشیه شهر و چند روستا در استان انتخاب شدند. همچنین در هر استان از سه قشر کارفرما، کارگر (فروشنده، نگهبان و زن خانهدار) و دانشجو نظرسنجی شد. در داخل هر خوشه، نمونهگیری به روش گلولهبرفی و یا هدفمند با نمونههای در دسترس انجام شد.
در مجموع، با ۷۰۸ نفر از اتباع افغانستانی مقیم ایران مصاحبه شد که مهمترین ویژگیهای جمعیتشناختی آنها در داشبورد زیر نشان داده شده است.
سازماندهی مطالب و فصول کتاب
کتاب در پنج فصل تنظیم شده است. در فصل نخست، عطف به بیان مسئله، سؤالات و اهداف پژوهش در پیشگفتار، ضمن اشاره به برخی از ادبیات پژوهشی و مرور برخی نظریات تبیینی در حوزه مهاجرت، در بخش مباحث روششناختی توضیحاتی در خصوص شیوههای جمعآوری و تحلیل ارائه میشود.
در فصل دوم با عنوان «عوامل مؤثر بر ترک افغانستان به روایت افغانهای مقیم ایران»، ویژگیهای جمعیتی و اجتماعی پاسخدهندگان، از جمله سن، جنسیت، میزان تحصیلات، مدت اقامت در ایران، وضعیت اشتغال و محل سکونت مورد بررسی قرار میگیرد. این اطلاعات میتواند تصویری جامع از بافت اجتماعی جامعه مهاجران ارائه دهد و به درک بهتر شرایط زندگی آنان کمک کند.
در ادامه این فصل، دلایل مهاجرت از افغانستان بررسی شده و یافتهها نشان میدهد که ترکیبی از عوامل اقتصادی، امنیتی، اجتماعی و سیاسی، تصمیم مهاجران را برای ترک سرزمین مادریشان شکل داده است. بیکاری و شرایط نامساعد اقتصادی، جنگ و ناامنی، تبعیضهای اجتماعی و مذهبی، فقدان دسترسی به خدمات آموزشی و درمانی و حتی بلایای طبیعی، از جمله عواملی هستند که در این بخش تحلیل شدهاند.
فصل سوم به دلایل انتخاب ایران بهعنوان مقصد مهاجرت میپردازد. نزدیکی جغرافیایی، اشتراکات فرهنگی و زبانی، فرصتهای شغلی، امنیت نسبی و تسهیلات آموزشی و بهداشتی از جمله عواملی هستند که در این تصمیم نقش داشتهاند. بررسی این عوامل میتواند راهنمای مهمی برای تدوین سیاستهای بهینه در جهت مدیریت مهاجرت و تنظیم سطح جذابیت ایران برای مهاجران باشد.
در فصل چهارم، میزان تمایل مهاجران به بازگشت به افغانستان یا مهاجرت به کشورهای دیگر بررسی شده است. سپس شرایطی که میتواند بر تصمیم اتباع افغانستانی برای ترک ایران تأثیر بگذارد، مورد ارزیابی قرار گرفته است. عواملی مانند آینده سیاسی ایران، وضعیت اقتصادی، سختگیریهای قانونی، هزینههای بالای زندگی و چالشهای اجتماعی، از جمله دلایلی هستند که بر این تصمیم اثرگذارند. همچنین شرایطی که در صورت تحقق، مهاجران را به بازگشت به میهن خود ترغیب میکند، بررسی شده است. در پایان این فصل، دیدگاه مهاجران در خصوص سیاست اخراج اتباع غیرمجاز توسط دولت ایران مورد بحث قرار گرفته است.
فصل پنجم به بررسی مطالبات مهاجران از دولت ایران و پیشنهادهای آنها برای بهبود فرآیند مدیریت اتباع افغانستانی اختصاص یافته است. نظرات مهاجران میتواند راهگشای بهبود قوانین و مقررات مهاجرتی، افزایش همزیستی مسالمتآمیز و بهینهسازی مدیریت اتباع خارجی در ایران باشد. در پایان این فصل، راهکارهای پیشنهادی برای مدیریت اتباع افغانستانی ارائه شده است.
در مجموع، محتوای کتاب حاضر نهتنها از لحاظ علمی و نظری و نیز ارائه روایتی افغانستانی از علل مهاجرت و ماندگاری مهاجران مفید است، بلکه به دلیل تغییرات سریع در سیاستهای مهاجرتی، تحولات افغانستان و چالشهای اقتصادی و اجتماعی ایران، از لحاظ مدیریتی دارای فوریت زمانی است. نتایج حاصل از پژوهش انجامشده در این کتاب میتواند به سیاستگذاران، سازمانهای بینالمللی و پژوهشگران درک بهتری از وضعیت مهاجران افغانستانی در ایران ارائه دهد و در تصمیمگیریهای مرتبط با مدیریت این جمعیت تأثیرگذار باشد.