جمهوری اسلامی ایران در جریان جنگ رمضان، بالاترین سطح از #تابآوری_اجتماعی را در میان کشورهای منطقه خاورمیانه به نام خود ثبت کرد و با کسب امتیاز تخصصی ۶.۵ از ۱۰، الگوی پیچیده و بینظیری از «تابآوری نامتقارن هویتمحور» را به نمایش گذاشت.
نتایج یک پیمایش ملی فوقالعاده گسترده که با مشارکت علمی ۴۴ هزار نفر از شهروندان در فروردین ۱۴۰۵ انجام شد، نشان داد که بعد معنوی و امید متعالی جامعه با وفاق خیرهکننده ۹۳ درصدی، به عنوان هسته سخت مقاومت ملی عمل کرده است. همچنین بعد شناختی و حس خودکارآمدی امتیاز ۸۷.۹ درصد و بعد اجتماعی و انسجام جمعی نمره ۸۶.۷ تا ۹۰ درصد را ثبت کردند.
باورهای عمیق و ریشهدار فرهنگی-مذهبی به نصرت الهی، مهدویت و فرهنگ شهادتطلبی در کنار فعال شدن شبکههای مردمی غیررسمی مانند مساجد، هیئتهای مذهبی و بسیج، به کشور این امکان را داد که شوکهای فیزیکی سنگین اولیه ناشی از حملات مستقیم به زیرساختها را با موفقیت جذب کرده و تداوم عملکرد روزمره جامعه را حفظ کند. حضور پرشور نسل جوان در این پیمایشها، حاکی از فعال شدن یک «ملیگرایی اضطراری و دفاعی» بود که اختلافات سیاسی داخلی را موقتاً به حاشیه راند.
اما کارشناسان جامعهشناسی و امنیت ملی هشدار میدهند که این مدل تابآوری در ایران به شدت «نامتقارن» است؛ یعنی در لایههای ارزشی، معنوی و شناختی بسیار مستحکم و فولادین، اما در لایههای معیشتی، اقتصادی و هیجانی به آستانه خطرناک «فرسودگی راهبردی» نزدیک شده است.
پاشنه آشیلهای حاد کشور شامل بروز تورم بالای ۷۰ درصدی در اقلام اساسی و مواد غذایی است که طبقه متوسط را به شدت تضعیف کرده است. فرسودگی روانی ۷۰ درصدی شهروندان ناشی از فشارهای مزمن اقتصادی، آوارگی داخلی بیش از ۳ میلیون نفر در جریان درگیریها و تبعیض دیجیتال ناشی از قطعی یا اختلال شدید اینترنت (که خسارت روزانه ۸۰ میلیون دلاری به کسبوکارها وارد کرد و مرجعیت خبری را تا حدی به رسانههای خارجی واگذار کرد)، حس ناعدالتی را در جامعه تقویت کرده است.
تحلیل نهایی نشان میدهد که برای حفظ این تابآوری ارزشمند، حاکمیت ناگزیر به اجرای فوری اصول «عدالت در توزیع رنج»، افزایش ۵۰ درصدی یارانههای هدفمند مادی، بازگشایی کنترلشده و هوشمند اینترنت و ارتقای شفافیت روایی است تا بتواند ستونهای معنوی جامعه را با حمایتهای مادی پایدار تقویت کند.