تأملی درباره اجتماعات خیابانی

یکی از پدیده‌های مهم به ارث رسیده از وضعیت جنگ رمضان، تشکیل اجتماعات شبانه در سراسر کشور بود که باید به عنوان یک حادثه مهم در مناسبات سیاسی و اجتماعی ایران جدید مورد توجه قرار گیرد. در شرایطی که دی ماه ۱۴۰۴ اپوزیسیون در فضای ابهام با کنش‌گری محدود و خشن و البته بزرگ‌نمایی رسانه ای در سودای تحمیل خود بر ادراک شهروندان بود، تشکیل اجتماعات شبانه در روزهای نخست جنگ رمضان، سرنوشت پروژه‌ای را که می توانست وضعیت سیاسی- اجتماعی ایران را از اساس دگرگون سازد، تغییر داد. هراس از تکرار حوادث دلخراش دی ماه و لزوم جلوگیری از اجرای سناریویی که دشمن صراحتاً مسئولیت تدارک آن را بر عهده گرفته بود، نقش مهمی در قدرت نمایی خیابانی مردم داشت. این خیزش سراسری موجب گردید تا پیاده سازی طرح‌های ناامن کننده در عمل با بن‌بست روبرو شود و از این حیث سرمایه‌ای مهم برای ثبات سیاسی و سامان اجتماعی ایران در شرایط حساس و خطیر جنگی گردید.

درباره اجتماعات خیابانی در طول ماه‌های گذشته پژوهش‌ها و مطالعات متناوبی صورت گرفته است. نظرسنجی‌های مختلف یک نکته مهم را برجسته ساخته که آن، گستره قابل توجه مشارکت کنندگان در اجتماعات، در کنار وجود تنوع و تکثر آنهاست. به صورت تقریبی حدود پنجاه درصد شهروندان، حداقل یک بار در این اجتماعات شرکت کرده‌اند. از سوی دیگر مطابق نظرسنجی‌ها، دیدگاه‌های مشارکت کنندگان درباره رویکرد معطوف به پایان جنگ، دچار تفاوت‌های جدی است. برخی قائل به تصاعد تنش هستند، برخی مایل به مذاکره برای توافق می‌باشند و برخی هم موضعی در میانه دیپلماسی و مقاومت نظامی دارند. در نتیجه می توان گفت مشارکت‌کنندگان در اجتماعات، رویکردهای مختلفی را مطالبه می‌کردند و ادعای یکدستی مشارکت‌کنندگان در اجتماعات از اساس خطاست.

از این منظر باید به روایتِ بخشِ روشنفکرمآبی که قائل به جناحی دیدن اجتماعات خیابانی است، ایراد وارد کرد. تکثر و تنوع موجود در اجتماعات، اگر فضای میدانی آن به تمامه درک شده باشد، قابل انکار نیست و البته به طور طبیعی گروه‌های مختلف و سلایق گوناگونی نیز کوشیده اند این فرصت و نقطه قوّت را به سود خود مصادره کنند. اما این مسأله نافی گستره رنگارنگ مشارکت‌کننده در اجتماعات نیست. مطالبات فریاد کشیده شده در اجتماعات، غالباً انگیزه ملی دارد و بخشی و جناحی ارزیابی کردن این مطالبات، عمدتاً با اهداف سیاسی خاص صورت می گیرد.

نقطه قوّت اجتماعات خیابانی را همچنین باید در ابتکاری خلاصه کرد که به خلع سلاح اپوزیسیون انجامید. حضور انبوه و متراکم مردم در نقاط مختلف در سطح خیابان ها، میدان را برای عرض اندام نیروهای اپوزیسیون محدود نمود. قدرت نمایی مردم متکثر در عرصه خیابان، حامل پیام های معتبر داخلی و خارجی شد و در راستای قدرت شبکه‌ای و غیر قائم به شخص نظام جمهوری اسلامی تعریف گردید. مردم با نمود اجتماعات خیابانی ثابت کردند که رکن اصلی و تعیین کننده وضعیت سیاسی در ایران هستند و سرنوشت جنگ را همان‌ها رقم می زنند.

به هر ترتیب  باید اذعان داشت که اجتماعات خیابانی، اکنون که در آستانه پنجمین ماه خویش قرار دارد، فرصتی بی بدیل برای نمایش همگرایی ملی محسوب می‌شود. البته بدیهی است که باید مراقبت لازم از این فرصت برای تبدیل نشدن به ضد خود صورت گیرد. مانور بر شکاف های سیاسی و اجتماعی در این اجتماعات و تمایل به دوقطبی سازی‌های مخرب و وحدت ستیز، آفتی است که این فرصت را از جامعه ستانده و به اسبابی برای تقویت منازعات و چالش‌های جدید مبدل شود. همچنین باید از این منظر به فرصت اجتماعات خیابانی نگریست که محملی مؤثر برای جلب مشارکت مدنی در فرایندهای سیاسی و اجتماعی به شمار می‌آید. در شرایطی که به دلایل گوناگون، امکان مشارکت نهادینه از طریق کانال‌های مشخص برای شهروندان وجود ندارد، اجتماعات خیابانی شاید به عنوان یک تمرین به این منظور قابل ملاحظه باشد و البته قابل الگوبرداری است.

در عین حال این نکته مهم را نیز نباید نادیده انگاشت که در موضوع مدیریت فرصت اجتماعات خیابانی باید مرز مشخصی میان حمایت‌گری آن با تعیین خطوط و جهت گیری به قوّه عاقله حاکمیت از سوی آن لحاظ شود. این اجتماعات انرژی نهفته در لایه‌های اجتماعی در حوزه حمایت از سیاست‌های کلان حاکمیتی را آزاد می‌کند و از این حیث، یک کانون مهم قدرت در دوره جدید به شمار می‌آید. به این معنا که در شرایط حساس جنگی کنونی باید شور اجتماعات خیابانی به عنوان یک ضلع در کنار دو ضلع دیگر یعنی قدرت میدان و ابتکار دیپلماسی قرار گرفته و در خدمت منافع ملی ارزیابی شود. از این طریق می توان به استحکام و قوام سیاست‌های اتخاذ شده از سوی حاکمیت امیدوار بود.

این مقاله را به اشتراک بگذارید