در سال ۱۹۷۹، نخستین دور تحریمهای اقتصادی ایالات متحده آمریکا علیه ایران وضع شد. از آن زمان به بعد، ملت ایران بارها توسط دولتها و نهادهای منطقهای و بینالمللی، با بهانههای مختلف، هدف انواع تحریمها قرار گرفته است. سرشت سیاسی تحریمهایی که تاکنون توسط نهادهای ملی و بینالمللی علیه ایران اعمال شده است، در بسیاری از موارد قابل انکار نیست. تحریمها همواره بهعنوان ابزاری سیاسی جهت تغییر رفتار بازیگران مختلف در سطوح ملی، منطقهای و بینالمللی مورد استفاده قرار گرفتهاند. بهخصوص آنکه دولتهای مختلف آمریکا با عناوین و پروژههای متعددی که هر یک نام مشخصی، مثل مهار دوگانه، قانون تحریم ایران (ISA)، تحریمهای هوشمند، فشار حداکثری، انزوای اقتصادی و جنگ اقتصادی داشتهاند، در پی وارد کردن فشار بر اقتصاد ایران بودهاند.
این یادداشت در پی آن است این موضوع را تبیین و تفسیر کند که چگونه جمهوری اسلامی ایران از طریق استفاده از اقتصاد مقاومتی توانسته است ظرفیتهای راهبردی ایران در برابر فشار اقتصادی آمریکا را مورد بازسازی قرار دهد. ایران توانسته است با گذار راهبردی از رویکرد واکنشی به بازآرایی الگوی توسعه ملی، با ابتناء بر اقتصاد مقاومتی و با تکیه بر اقتصاد دانشبنیان، کاهش وابستگی به نفت، متکثرسازی مجاری اقتصادی، گرایش به اقتصاد آسیایی-شرقی و… اقتصاد سیاسی توسعه و پیشرفت خود را در راستای خنثیسازی تحریم تعریف کند.
اتخاذ استراتژی جایگزینی واردات، که میتوان از آن بهعنوان کانون و ستون فقرات اقتصاد مقاومتی در برابر تحریمها یاد کرد، بهتدریج ایران را در زمینههای گوناگون اقتصادی و مالی به خودکفایی و خودبسندگی نزدیکتر کرد و شاکله کاهش اثربخشی تحریمها را ترسیم نمود. تقویت و استمرار این راهبرد در آینده اقتصاد سیاسی کشور میتواند مؤثر باشد و از شدت برخی تکانهها بر ساختار اقتصاد کلان بکاهد. تجربه تاریخی اقتصاد جهان نیز نشان میدهد که برخی کشورها که توانستند بعد از جنگ جهانی دوم فرآیند و روند صنعتیشدن را سپری کنند، از این راهبرد استفاده نمودند.
راهبرد دیگر، تنوع روابط اقتصادی خارجی ایران از طریق فعالکردن دیپلماسی اقتصادی-تجاری چندوجهی و چندسطحی با کشورهای غیرغربی و جنوب جهانی است. چین، روسیه، آسیای مرکزی و قفقاز، جنوب آسیا، آسیای شرقی، قاره آفریقا و… بخش قابلتوجهی از اقتصاد جهانی را دربر میگیرند که امکان بدیلسازی فعالیت اقتصادی را برای کشور فراهم میکنند.
موازیسازی مسیرها و سازوکارهای اقتصادی و مالی خارج از شبکههای تحت سلطه غرب، از طریق عضویت در نهادها و سازمانهای جهانی و منطقهای غیرجریان اصلی، مانند بریکس، سازمان همکاری شانگهای و… مسیر دیگری برای بازسازی اقتصاد در وضعیت تحریم است. ایران توانسته است با تکثربخشی به روابط بینالمللی خود، در مسیر دلارزدایی و غیرغربیسازی مناسبات اقتصادی گام بردارد و از این طریق به تقویت اقتصاد ملی کمک کند، بهگونهای که در وضعیت کنونی بخش قابلتوجهی از مناسبات اقتصادی ما با کشورهای منتقد غرب است.
جمهوری اسلامی ایران تلاشهای قابلتوجهی برای ایجاد سیستمی ایمن و بادوام برای اقتصاد سیاسی، بر اساس قابلیتهای داخلی در صنایع استراتژیک، انجام داده است. همچنین، با تقویت روابط و مناسبات نزدیک با منابع جایگزین فناوری و سرمایه از خارج از غرب و متحدان آن، تلاش کرده است ظرفیتهای اقتصادی خود را تقویت کند. در طراحی این واکنش، سیاستگذاران با کاهش تأثیر تحریمها بر عملکرد و کارکرد اقتصاد ایران، به کاهش اثربخشی فشار اقتصادی و سیاسی قدرتهای غربی کمک کردند؛ فشارهایی که با هدف تغییر سیاستهای هستهای و منطقهای ایران اعمال میشدند.
همچنین تأکید مستمر بر اقتصاد دانشبنیان، که در تضاد با خامخواری نفت و دیگر منابع است، به مقاومترشدن اقتصاد سیاسی ایران در برابر تحریمها کمک کرده است. در شرایط فعلی کشور ما که به دلایل سیاسی تحریمها شدت بیشتری گرفته است، برای اینکه الزامی برای خنثیسازی تحریمها ایجاد کنیم، اقتصاد مبتنی بر دانش میتواند یکی از مهمترین پایههای سازنده و پیشبرنده اقتصاد کشور باشد. چنین اقتصادی نیز جز از مسیر درونزایی و فعالشدن نیروهای مولد داخلی ممکن نیست. الگوی اقتصاد دانشبنیان در کشور ما باید مقاومتی، تحریمشکن، درونزا، برونگرا، دیجیتالی، بدون نفت و رساننده کشور به تراز مثبت علمی و الگوی فعال پیشرفت باشد.
در نهایت و ماحصل کلام، اگر ایران سیستم اقتصادی خود را طوری سازماندهی نماید که در برابر فشارهای خارجی آسیبپذیری کمتری داشته باشد، این احتمال وجود دارد که اصرار بر استفاده از تحریمها نتواند به سیاستگذاران غربی کمک کند تا به همه اهداف اصلی اعلانی خود دست یابند.