شهر معاصر تنها عرصهای برای سکونت و فعالیتهای اقتصادی و اجتماعی نیست، بلکه در شرایط بحران به مهمترین میدان بروز همبستگی، کنش جمعی و بازتولید امنیت تبدیل میشود. در این میان، یکی از تحولاتی که در فهم امنیت شهری اهمیت یافته، ظهور و گسترش «اجتماعات خودسازمانده» است؛ اجتماعاتی که بدون اتکا به ساختارهای رسمی و سلسلهمراتب اداری، بر اساس یک مسئله، نیاز، هویت یا هدف مشترک شکل میگیرند و اعضای آنها بهصورت داوطلبانه ظرفیتهای خود را برای مواجهه با یک وضعیت خاص بسیج میکنند. تجربه حضور و میدانداری مردم در جریان جنگ تحمیلی رمضان را نیز میتوان از این منظر مورد توجه قرار داد؛ جایی که بخشهایی از جامعه در مواجهه با شرایط جنگی، صرفاً در انتظار اقدام نهادهای رسمی نماندند و با حضور اجتماعی، پشتیبانی، همیاری و تقویت انسجام عمومی، بخشی از ظرفیت اجتماعی شهر را فعال کردند.
اجتماعات خودسازمانده به گروهها و شبکههایی گفته میشود که اعضای آنها بر اساس یک هدف یا مسئله مشترک، بدون نیاز به فرماندهی و سازماندهی رسمی، امکان هماهنگی و اقدام جمعی پیدا میکنند. این اجتماعات ممکن است در یک محله، محیط کار، فضای عمومی یا شبکههای اجتماعی شکل بگیرند. ویژگی اصلی آنها آن است که افراد خود را صرفاً مخاطب سیاستها و دریافتکننده خدمات نمیدانند، بلکه در مواجهه با یک مسئله عمومی، به کنشگر تبدیل میشوند. بنابراین، خودسازماندهی الزاماً به معنای بینظمی یا تقابل با ساختار رسمی نیست؛ بلکه میتواند به معنای فعال شدن ظرفیتهای اجتماعی در کنار نهادهای رسمی برای حل مسائل مشترک باشد.
در شرایط جنگی، مفهوم امنیت شهری ابعاد گستردهتری پیدا میکند. امنیت دیگر فقط به حفاظت فیزیکی از شهر یا مقابله با تهدید نظامی محدود نیست، بلکه حفظ آرامش عمومی، انسجام اجتماعی، احساس تعلق به سرزمین و جلوگیری از فروپاشی اعتماد اجتماعی نیز بخشی از آن محسوب میشود. در چنین شرایطی، حضور مردم در صحنه میتواند نقش مهمی در افزایش تابآوری اجتماعی ایفا کند.
در جریان جنگ تحمیلی رمضان، میدانداری مردم را میتوان نمونهای از فعال شدن ظرفیت خودسازمانده اجتماعی در شرایط بحرانی دانست. مردم در این وضعیت صرفاً تماشاگر یک بحران نظامی نبودند، بلکه در قالب حضورهای جمعی، فعالیتهای حمایتی و پشتیبانی، کمک به یکدیگر و حفظ جریان عادی زندگی شهری، در مدیریت پیامدهای جنگ مشارکت کردند. اهمیت این مسئله در آن است که امنیت در اینجا تنها از بالا و توسط نهادهای رسمی تولید نمیشود، بلکه جامعه نیز در فرآیندی تعاملی در بازتولید آن نقش دارد.
این نوع حضور مردمی، بهخصوص در شهرها، میتواند پیامدهای مهمی داشته باشد. هنگامی که شهروندان در شرایط بحرانی احساس کنند بخشی از سرنوشت جمعی هستند، روابط اجتماعی تقویت شده و احساس تعلق و مسئولیتپذیری افزایش مییابد. حضور مردم در فضای عمومی همچنین میتواند پیام روشنی درباره تداوم زندگی اجتماعی و مقاومت جامعه در برابر تلاش برای ایجاد هراس و گسست اجتماعی ارسال کند. از این منظر، «میدانداری مردم» را میتوان یکی از مؤلفههای تابآوری شهری دانست؛ زیرا جامعهای که در شرایط بحران قادر به سازماندهی ظرفیتهای درونی خود است، در برابر اختلالات و تهدیدها آسیبپذیری کمتری خواهد داشت.
البته خودسازماندهی اجتماعی تنها به دوره جنگ محدود نمیشود. در شرایطی مانند زلزله، سیل، بحرانهای خدماتی یا سایر وضعیتهای اضطراری نیز گروههای مردمی و شبکههای محلی میتوانند به سرعت شکل بگیرند و بخشی از نیازهای جامعه را پاسخ دهند. تفاوت اساسی در این است که در شرایط جنگی، این ظرفیت علاوه بر کارکردهای امدادی و حمایتی، دارای کارکرد هویتی و انسجامبخش نیز میشود.
شناخت اجتماعات خودسازمانده مستلزم آن است که مدیریت شهری و نهادهای مسئول امنیت، جامعه را صرفاً بهعنوان موضوع مدیریت و کنترل در نظر نگیرند. ظرفیتهای محلی، شبکههای اجتماعی و گروههای مردمی میتوانند در افزایش تابآوری شهر نقش مؤثری داشته باشند. ایجاد ارتباط مؤثر میان نهادهای رسمی و اجتماعات مردمی، آموزش عمومی برای مواجهه با بحران، تقویت شبکههای محلی و فراهم کردن زمینه مشارکت داوطلبانه میتواند این ظرفیت را افزایش دهد. در عین حال، برای جلوگیری از انتشار شایعات و اخبار تأییدنشده در شرایط بحرانی، ارتقای سواد رسانهای و ایجاد کانالهای ارتباطی قابل اعتماد میان مسئولان و مردم نیز ضروری است.
امنیت شهری در عصر اجتماعات خودسازمانده را نمیتوان صرفاً با شاخصهایی همچون کنترل فیزیکی، حضور نیروهای رسمی یا حفاظت از زیرساختها توضیح داد. بخش مهمی از امنیت در بطن جامعه و از طریق روابط اجتماعی، اعتماد، همبستگی و ظرفیت کنش جمعی تولید میشود. تجربه میدانداری مردم در جریان جنگ تحمیلی رمضان نشان میدهد که در شرایط تهدید، جامعه میتواند از طریق فعال کردن ظرفیتهای خود، به یکی از ارکان حفظ انسجام و تابآوری شهری تبدیل شود. از این منظر، اجتماعات خودسازمانده نه صرفاً پدیدهای اجتماعی، بلکه بخشی از ظرفیت راهبردی امنیت شهری هستند؛ ظرفیتی که در صورت شناخت و تعامل صحیح با نهادهای رسمی، میتواند از جامعهای آسیبپذیر در برابر بحران، جامعهای تابآور و مشارکتپذیر بسازد.