از اتحادمقدس تا ابهام انسجام؛ انگاره‌ای برای گره‌گشایی

متعاقب ظهور و تجلی اتحاد و همسویی ملی در مواجهه با جنگ تحمیلی ۱۲ روزه دشمن صهیونیستی که بی‎تردید از مصادیق نصرت و امداد الهی به شمار می آید؛ پرسش راهبردی که پیش روی متولیان نظام قرار گرفت اینکه با اتحاد مستحدثه ملی در جنگ اخیر چه باید کرد؟ و چگونه می توان این نصرت الهی را در مسیر افق گشایی وگره‎گشایی از مسائل کشور و جامعه،و تحقق اهداف و آرمان های انقلاب حفظ کرد؟
مروری بر مجموع مواضع ،اظهارات و نظرات در رسانه ها و تریبون های رسمی نشان می دهد آنچه محل شکل گیری ابهام در میان کنشگران مختلف و بعضا نهادهای حاکمیتی بوده و در طراحی و پیشبرد ایده های مطرح شده از سوی کارگزاران مختلف ایجاد تردید می کند؛ برداشت‎های مختلف از چیستی و چگونگی انسجام ملی و حدود و ثغور آن است.
آنچه که بدیهی است اینکه:
• این اصل برای همه نهادهای متولی مورد اجماع است که انسجام برخلاف اتحاد امری ایجابی است و مبتنی بر ارزش ها و اهداف مشترکی موضوعیت می یابد. و از سویی دیگر چون در ظرف گفتمان مسلط معنا می یابد مبتنی بر معیارها و شرایطی است و منطقاً نمی‎شود و نباید دامنه شمولیت آنرا بی حدّ و مرز تعریف نمود؛
• از سویی دیگر، ایده های مطرح شده از سوی جریانات سیاسی در ارتباط با انسجام ملی در ظرف اتحاد شکل گرفته می تواند منعکس کننده و در راستای تمایلات و منافع گروهی و جریانی و نه منافع و امنیت ملی باشد.
از این منظر ، ضمن تأکید و تصریح موکد بر ضرورت توجه جدی حاکمیت بر فرصت شناسی از اتحاد مستحدثه ناشی از جنگ و ضرورت تامل جدی برای حفظ و تقویت آن ، انگاره ذیل از لحاظ ادراک حاکمیت برای اشتراک معنایی و ورود به مبحث انسجام و کنشگری برای تقویت آن پیشنهاد می شود:
معنا و مدلول قابل اتکا برای ایجاد و تقویت انسجام ، گستراندن مقتدرانه و خیرخواهانه چتر خودی برای دربرگیری کثرت است. در این معنا ، حاکمیت نه از روی عجز، نه عدول از اصول و یا ادغام اصول با گروه ها و اقشار مختلف جامعه ، بلکه با مشی بزرگوارانه و با رویکردی موسع از معیارهای دربرگیری و جذب، دایره شمولیت را وسیع می کند. این نگاه اقتباس و بازتعریفی از مفهوم سفینه النجاه است. چطور است که در خیمه سیدالشهدا، افراد با پیشینه های متفاوت، مورد پذیرش و احترام واقع می شوند و به کنشگری نقش‌آفرین در این دستگاه مبدل می شوند!. در اینجا نیز حاکمیت هر گروه و فردی از جامعه که در معیارهای کلی همچون مدافع ایران، تمامیت ارضی کشور، ایستادگی و مقاومت در برابر دشمن، همسو و در کنار نظام قرار می گیرد را زیر چتر خود می گیرد . این زیر چترآوری به معنای عدول از اصول ،کوتاه آمدن و ادغام اصول توحیدی و متعالی با اصول بعضاً متعارض و متفاوت برخی گروه ها نیست ؛بلکه نگاهی مترقی و متعالی از معرفت دینی است که ضمن حفظ مرزهای عقیدتی و اصول گفتمانی می تواند زمینه تحول و تربیت افراد جذب شده را نیز در آینده فراهم نماید.
به نظر می رسد چنین برداشتی از انسجام به مثابه مشی حسینی می تواند زمینه را برای گشایش‎ها و تقویت انسجام فراهم نموده و امکان نقش‎آفرینی گروه های مختلف جامعه در راستای منافع کشور و آرمان های انقلاب را فراهم آورد.
اینکه آیا کارگزاران و نهادهای مسئول در کشور می توانند اتحاد ایجاد شده در زمینه جنگ تحمیلی اخیر که ودیعه الهی است را حفظ ، و به فرصتی راهبردی برای حل مشکلات ملی مبدل کند؟؛ آزمون دشواری است که اگر سعه صدر،عزم و اراده جدی مبتنی بر نگاه گفتمانی برای آن شکل گیرد ؛ قطعاً می تواند گره‎گشایی کند. از عوارض آن همچون سهم‎خواهی احتمالی، اعوجاجات آتی برخی جریانات سیاسی نباید ترسید؛چه اینکه اصولا محور اصلی بحث رابطه دولت با جامعه است و نباید انسجام را به خواست و انگیزه های فلان جریان یا گروه سیاسی تقلیل داد. در مواجهه با مردم و اقشار مخلف جامعه نباید با نگاه صرفا امنیتی برخی تصورات ممکن را برجسته نمود. باید آنرا با نگاه همه‎جانبه‎نگر مدیریت کرد. به تأسّی از رهبر عزیز انقلاب اسلامی می توان آموخت: “در شب عاشورا هم میشود ای ایران خواند.”

این مقاله را به اشتراک بگذارید