آلودگی، روایت‌سازی و جنگ شناختی

در روزهایی که تهران با شاخص‌های بالای آلودگی هوا دست‌وپنجه نرم می‌کند، حساب‌های وابسته به دولت‌ها و نهادهای خارجی فرصت را غنیمت شمرده‌اند تا موجی از روایت‌سازی علیه ایران راه بیندازند. در میان این بازیگران، اسرائیل جایگاه ویژه‌ای دارد؛ چراکه هم از نظر سیاسی انگیزهٔ قطعی دارد و هم از نظر رسانه‌ای مهارت لازم برای تولید روایت‌های هدفمند.

اما مسئله فقط این نیست که اسرائیل دربارهٔ آلودگی هوا در ایران اظهار نظر می‌کند؛ بلکه موضوع اصلی این است که چطور با استفاده از بخشی از واقعیت، روایتی ناقص، جهت‌دار و سیاسی می‌سازد—در حالی که خودش در فهرست یکی از آلوده‌ترین مناطق غرب آسیا قرار دارد و سال‌هاست با بحران زیست‌محیطی شدید دست‌به‌گریبان است.

 

۱. وارونگی واقعیت: بحران‌سازی برای ایران، بحران‌زدایی از خود

در بسیاری از پیام‌های رسانه‌ای وابسته به اسرائیل، تهران «ویران‌شهر آلوده» تصویر می‌شود؛ شهری که گویا نشانه‌ای روشن از ناکارآمدی مدیریتی است. اما همین روایت‌ها کوچک‌ترین اشاره‌ای به وضعیت شهرهایی مانند قدس (اورشلیم)، حیفا، ریشون لتسیون، تل‌آویو و مناطق صنعتی جنوبی اسرائیل نمی‌کنند؛ مناطقی که طبق شاخص‌های بین‌المللی بارها در میان آلوده‌ترین نقاط منطقه قرار گرفته‌اند. این حذف آگاهانهٔ واقعیت بخشی از همان مدل عملیات روانی کلاسیک است.

وقتی خودت ضعف داری، بهترین راه پوشاندنش این است که ضعف طرف مقابل را بزرگ‌نمایی کنی. این وارونگی دقیقاً همان کاری است که اسرائیل در موضوع آلودگی هوا انجام می‌دهد؛ پنهان کردن مشکلات ساختاری خود و تبدیل بحران ایران به مواد خام جنگ شناختی.

 

۲. سوءاستفاده از حساسیت‌های اجتماعی ایران

آلودگی هوا در ایران فقط یک مسئلهٔ سلامت عمومی نیست؛ تبدیل به درد مشترکی شده که میلیون‌ها نفر هر روز آن را تجربه می‌کنند. ترافیک، بوی دود، محدودیت‌های مدارس و نگرانی از سلامت کودکان باعث شده مردم نسبت به این موضوع شدیداً حساس باشند.

طرف خارجی از همین نقطهٔ حساس وارد می‌شود. او دقیقاً می‌داند کدام موضوعات بیشترین واکنش احساسی و بیشترین مشارکت رسانه‌ای را دارند. بنابراین آلودگی هوا، با وجود واقعی بودن مشکل، برای او یک ابزار تحریک اجتماعی است نه دغدغهٔ سلامت مردم ایران.

 

۳. سیاست «روایت برتر»؛ وقتی تصویر مهم‌تر از واقعیت می‌شود

اسرائیل سال‌هاست استراتژی مشخصی در فضای رسانه‌ای دنبال می‌کند: اگر نمی‌توانی واقعیت را تغییر دهی، درک مردم از واقعیت را تغییر بده.در همین چارچوب، روایت‌سازی زیست‌محیطی علیه ایران هم دنبال می‌شود.

ساخت روایت بسیار ساده است: چند عدد تکان‌دهنده، چند تصویر مه‌آلود از تهران، چند جملهٔ احساسی، مفهوم‌سازی‌هایی مثل «ناکامی حکمرانی».

در ظاهر همه‌چیز منطقی است، اما در واقعیت این مجموعه یک ابزار فشار روانی است تا حس ناتوانی، درماندگی و بی‌آیندگی را در افکار عمومی ایران تقویت کند.

این همان جنگ شناختی است: نبرد برای کنترل «درک» مردم، نه کنترل زمین یا آسمان.

 

۴. چرا خود اسرائیل درباره آلودگی‌اش سکوت می‌کند؟

زیرا آلودگی هوا در اسرائیل تنها یک مشکل زیست‌محیطی نیست، بلکه تهدیدی مستقیم برای امنیت اقتصادی و صنعتی آن کشور است. صنایع سنگین، پالایشگاه‌ها، مناطق شیمیایی و بنادر صنعتی حیفا بارها به دلیل انتشار مواد سمی مورد اعتراض مردم قرار گرفته‌اند.

اگر همین آمارها در مورد ایران بود، صدها پست، تحلیل و حمله رسانه‌ای علیه تهران منتشر می‌شد. اما وقتی مربوط به خودشان است، سیاست «پنهان‌کاری فعال» اجرا می‌شود.

این همان استاندارد دوگانه‌ای است که کارکردش سیاسی است:بحران ایران نشانهٔ شکست است، بحران اسرائیل نشانه مسئلهٔ فنی داخلی است! این تفاوت در روایت‌سازی دقیقاً همان چیزی است که جنگ شناختی را شکل می‌دهد.

 

۵. استفاده از مشکلات واقعی ایران برای ساخت تصویر غیرواقعی

ایران آلودگی هوا دارد—این یک واقعیت است.

اما جنگ شناختی دقیقاً زمانی موفق می‌شود که طرف مهاجم بخشی از واقعیت را می‌گیرد و به ابزاری برای ساخت یک تصویر غیرواقعی تبدیل می‌کند.در این تصویر: ایران همیشه در حال فروپاشی است، مردم همیشه قربانی‌اند، هیچ تلاش و دستاوردی وجود ندارد، بحران‌ها فقط ایرانی‌اند، نه منطقه‌ای یا جهانی!

این نوع تصویرسازی باعث می‌شود افکار عمومی جامعه احساس کنند در شرایط یگانه‌ای از بحران قرار دارند، در حالی که بسیاری از کشورها (از جمله خود اسرائیل) با مشکلات مشابه یا حتی شدیدتر مواجه‌اند.

 

۶. نقش شبکه‌های اجتماعی؛ از اطلاع‌رسانی تا تحریک احساسی

فضای شبکه‌های اجتماعی در ایران اغلب هیجانی و احساسی است.

اسرائیل و سایر بازیگران خارجی این ویژگی را تبدیل به فرصت کرده‌اند. کافی است یک پست با چند عدد مبالغه‌شده یا تصویری مناسب منتشر شود؛ واکنش زنجیره‌ای در جامعه شکل می‌گیرد.

این واکنش‌ها معمولاً بر پایهٔ احساسات‌اند، نه تحلیل؛ و دقیقاً همین برای جنگ شناختی کافی است.

هدف این نیست که مردم اطلاعات دقیق داشته باشند؛ هدف این است که وضع موجود را فاسد و بن‌بست‌محور ببینند.

 

۷. پیامدهای فرهنگی–اجتماعی این جنگ شناختی

وقتی یک جامعه دائماً با روایت‌هایی دربارهٔ ناتوانی و شکست بمباران می‌شود، به‌تدریج این حس در مردم تثبیت می‌شود که «ما نمی‌توانیم.»

این حس، از آلودگی هوا خطرناک‌تر است.

زیرا آلودگی را می‌توان با سیاست‌های درست کاهش داد؛ اما اگر ذهن جامعه آلوده شود، بازی از دست رفته است.

اسرائیل دقیقاً روی همین نقطهٔ حساس کار می‌کند: فرسایش امید، تضعیف اعتماد عمومی، و تبدیل بحران‌های طبیعی و جهانی به نشانه‌ای از ضعف ذاتی ایران.

مشکل آلودگی هوا در ایران واقعی است و نیازمند مدیریت جدی. اما تبدیل این مشکل به ابزاری برای عملیات روانی، دست‌کاری افکار عمومی و تحقیر فرهنگی—کاری است که اسرائیل کاملاً آگاهانه دنبال می‌کند./پایان

این مقاله را به اشتراک بگذارید