امنیت در اندیشه ابونصر فارابی

امنیت یکی از بنیادی‌ترین مفاهیم در حیات سیاسی و اجتماعی بشر است. این مفهوم نه تنها در قرآن و روایات اسلامی به‌طور گسترده مورد توجه قرار گرفته، بلکه در اندیشه فیلسوفان مسلمان نیز جایگاهی ویژه دارد. ابونصر فارابی، ملقب به «معلم ثانی»، نخستین فیلسوف نظام‌ساز در جهان اسلام است که امنیت را در پیوند با سعادت انسانی، مدینه فاضله و عدالت اجتماعی بررسی کرده است. او امنیت را نه صرفاً به‌عنوان فقدان خوف و اضطراب، بلکه به‌ عنوان خیر مشترک و شرط لازم برای تحقق فضیلت‌ها و کمال انسانی معرفی می‌کند.


✍🏻حجت الاسلام و المسلمین محمد حسین پور

پژوهشگر حوزه فقه امنیت

این یادداشت علمی تلاش دارد تا ابعاد مختلف اندیشه فارابی درباره امنیت را با رویکردی جامع و تحلیلی بررسی کند و نشان دهد که چگونه فلسفه سیاسی او می‌تواند در مباحث امروزین امنیت اجتماعی و سیاسی الهام‌بخش باشد.

۱. امنیت و ضرورت اجتماع
فارابی بر این باور است که انسان موجودی مدنی بالطبع است؛ یعنی برای رسیدن به کمال و سعادت، نیازمند زندگی جمعی و تعاون با دیگران است. او تصریح می‌کند که هیچ فردی به تنهایی قادر به تأمین همه نیازهای خود نیست و تنها در پرتو اجتماع و تقسیم کار اجتماعی است که انسان به کمال می‌رسد. اما اجتماع بدون امنیت پایدار نمی‌ماند.
– امنیت بستر اصلی برای انس، الفت و مأوی‌گزینی انسان‌هاست.
– مدینه به‌ عنوان تجمعگاه ایمن، پلی است که انسان را به خیر و سعادت متصل می‌سازد.
– تعاون و تسالم، عامل قوام و بقای مدینه فاضله است، در حالی که تغالب و ستیز، موجب ناامنی و هرج‌ومرج می‌شود.
بدین ترتیب، امنیت محصول تعاون است و ناامنی نتیجه تغالب. این تمایز، اساس تقسیم‌بندی فارابی میان مدینه‌های فاضله و مدینه‌های مضاد است.

۲. تهدیدهای امنیت: نوابت و بهیمیون
فارابی در تحلیل خود از آفات مدینه فاضله، دو گروه را به‌عنوان تهدیدکنندگان امنیت معرفی می‌کند:

– نوابت: گروه‌هایی که همچون علف‌های هرز در مدینه می‌رویند و نظم و ارزش‌های حاکم را نمی‌پذیرند. وظیفه حاکم در قبال نوابت، اصلاح و تربیت است؛ اگرچه در مواردی، اخراج، عقاب یا زندان نیز توصیه می‌شود. فارابی حاکم را همچون طبیب می‌داند که باید اعضای فاسد را جراحی کند تا سلامت کل بدن سیاسی حفظ شود.

– بهیمیون: کسانی که خصلت‌های حیوانی بر وجودشان غلبه یافته و فاقد منش اجتماعی و عقلانیت مدنی‌اند. آنها درنده‌خو، خشونت‌طلب و غیرمدنی‌اند و قابلیت اصلاح ندارند. فارابی توصیه می‌کند که این گروه باید تدبیر و کنترل شوند؛ برخی اخراج گردند، برخی به‌ عنوان برده مورد بهره‌برداری قرار گیرند و برخی که زیان‌آورند، همچون حیوانات زیان‌آور دفع شوند.
این نگاه نشان‌دهنده حساسیت ویژه فارابی به حفظ ثبات و امنیت مدینه است.

۳. ناامنی در مدینه‌های غیر فاضله
فارابی در تقسیم‌بندی مدینه‌های غیر فاضله، ناامنی را ویژگی بارز برخی از آنها می‌داند:
– مدینه تغلبیه: شهری که اصل آن غلبه و زور است. افراد آن در پی استیلا بر یکدیگرند و نتیجه چنین وضعی، ناامنی و بی‌ثباتی است.
– مدینه جماعیه: شهری که آزادی منفی و بی‌بندوباری بر آن حاکم است. فقدان مانع در برابر هوی و هوس، موجب هرج‌ومرج و ناامنی می‌شود.

بدین ترتیب، فارابی ناامنی را نه صرفاً فقدان آرامش، بلکه محصول ساختارهای سیاسی و اجتماعی ناسالم معرفی می‌کند.

۴. امنیت به‌ عنوان خیر مشترک
یکی از نوآوری‌های فارابی در فلسفه سیاسی، تلقی امنیت به‌عنوان «خیر مشترک» است. او امنیت را در کنار سلامت، کرامت و حرمت، از جمله خیرات عمومی می‌داند که متعلق به همه شهروندان است و هیچ فردی—حتی رئیس اول—حق سلب یا انحصار آن را ندارد.

– عدالت، از دید فارابی، تقسیم مساوی و مبتنی بر استحقاق این خیرات میان مردم است.
– امنیت نه امتیاز فردی، بلکه حقی عمومی است که عدالت سیاسی ضامن توزیع آن است.
– هرگونه فزونی یا کاستی در سهم افراد، بی‌عدالتی و جور محسوب می‌شود.

۵. راهکارهای دفاعی و نظامی برای حفظ امنیت
فارابی برای تحقق و حفظ امنیت در مدینه فاضله، راهکارهای متنوعی ارائه می‌دهد:

– سپاه و قدرت نظامی: وجود سپاه برای دفاع از مدینه در برابر دشمن خارجی و حفظ نظم داخلی ضروری است.
– تأدیب و تربیت: آموزش فضایل و ارزش‌ها، ایجاد عادت به افعال خیر و تربیت شهروندان، از جمله ابزارهای اقناعی است. در کنار آن، اجبار و کیفر نیز برای مقابله با متمردان و عصیانگران لازم است.
– جهاد و جنگ عادلانه: فارابی یازده نوع جنگ را برمی‌شمارد که هفت نوع آن عادلانه و چهار نوع جائرانه است. جنگ‌های دفاعی و جنگ‌هایی که برای احقاق حق و سرکوب دشمنان مدینه فاضله صورت می‌گیرد، مشروع و عادلانه‌اند.

۶. نقش حاکم در تأمین امنیت
فارابی ریاست مدینه را شایسته انسانی می‌داند که به کمال فضایل اخلاقی و الهی رسیده باشد. چنین حاکمی باید همچون طبیب، هم سلامت جامعه را حفظ کند و هم اعضای فاسد را دفع نماید.

– حاکم فاضل باید از سلامت جسمی و توانایی جهاد برخوردار باشد.
– او باید با فضیلت فکری، قادر به برنامه‌ریزی راهبردی برای دفاع و امنیت باشد.
– فرماندهان سپاه نیز باید از فضیلت فکری بهره‌مند باشند تا در تصمیم‌گیری، اخلاقیات را لحاظ کنند و شجاعت و فضایل مجاهدان را برانگیزند.


نتیجه‌گیری
اندیشه فارابی درباره امنیت، تلفیقی از فلسفه اخلاق، سیاست و جامعه‌شناسی است. او امنیت را شرط لازم برای تحقق سعادت انسانی و کمال مدنی می‌داند. امنیت در نظر وی نه صرفاً فقدان خوف، بلکه خیر مشترکی است که عدالت سیاسی ضامن توزیع آن میان همه شهروندان است. تهدیدهای امنیتی همچون نوابت و بهیمیون باید با تدابیر خاص مهار شوند و سپاه و قدرت نظامی برای دفاع از مدینه ضروری است. در نهایت، حاکم فاضل، با فضیلت‌های اخلاقی و فکری، محور اصلی تأمین امنیت و ثبات مدینه است.

بدین‌سان، فارابی با طرح نظامی جامع برای امنیت، نشان می‌دهد که امنیت در اندیشه او مفهومی انضمامی، عملی و تجویزی است؛ مفهومی که نه‌تنها در عصر او، بلکه در مباحث امروزین امنیت سیاسی و اجتماعی نیز قابل تأمل و بهره‌برداری است.

این مقاله را به اشتراک بگذارید