در هفتههای اخیر، فضای مجازی و رسانههای بینالمللی، شاهد موج تازهای از اظهارات تهدیدآمیز دونالد ترامپ، علیه ایران بوده که قصد دارد یک خط قرمز حیاتی را عادیسازی کند: تهدید علیه حاکمیت ملی و مرجعیت تصمیمگیری کشور.
هدف ترامپ این است که با تکرار و بستهبندی رسانهای، ایده «تهدید ایران» را از یک گزینه حاشیهای و پرهزینه، به یک گفتار معمول و قابل قبول در گفتمان سیاسی غرب تبدیل کند. هر بار که این تهدید در توییتی بازنشر میشود یا در مصاحبهای تکرار میگردد، مانند قطرهای است که بر سنگ افکار عمومی میچکد تا به مرور آن را فرسایش دهد. این دقیقاً همان مسیری است که پیشتر برای سایر رهبران مقاومت در منطقه پیاده شد؛ ابتدا با شایعه و تحریف، سپس با انتقاد شدید و در نهایت، عادیسازی حمله به تمامیت شخصیت و موقعیت آنها.
اما چگونه باید در برابر این بازی خطرناک ایستاد؟ پاسخ، تکرار شعارهای کلی یا انفعال نیست. کلید مقابله، فعالسازی مفهومی به نام «بازدارندگی شناختی» است. یعنی باید مسیری طراحی شود که هزینه این بازی رسانهای برای طرف مقابل آنقدر بالا برود که از ادامه آن منصرف شود. این بازدارندگی از سه جبهه همزمان میتواند ایجاد شود:
۱. تبدیل مفاهیم عمیق به سناریوهای ملموس: تهدیدهای ترامپ نباید صرفاً با هشدارهای کلی درباره «عزم ملت» و یا حتی مباحث احساسی پاسخ داده شود. رسانه و دیپلماسی باید این تهدیدات را به مفاهیم عمیق و بازدارنده گره بزند و آنها را برای مخاطب جهانی تشریح کند. وقتی ترامپ رهبری معظم را تهدید می کند، باید مفهوم « حکم جهاد » یا «پاسخ تمامعیار» را نه به عنوان شعار، که به عنوان یک سناریوی استراتژیک با پیامدهای غیرقابل مهار برای کل منطقه ترسیم کرد. باید نشان دهیم پشت این واژهها، عمق تاریخی و عزمی است که برای مخاطب غربی قابل درک باشد. این مسأله ظرفیتی است که میتواند معادلات طرف مقابل را بر هم بزند
۲. هجوم روایی به قلب میدان: نمیتوان عرصه روایتسازی را یکسره به شبکههای غربی و توییتهای ترامپ سپرد. دیپلماسی و رسانه باید تهاجمی تر از پیش عمل کند. این به معنای حضور برنامهریزیشده و قوی در برنامههای پرتماشاگر شبکههای غربی است. کارشناسان رسانه ای جبهه انقلاب باید با استدلال محکم، ادعاهای پوچی مانند «توقف ۸ جنگ توسط ترامپ» را با ارقام و واقعیتهای منطقهای (مانند افزایش فروش تسلیحات به عربستان یا تشدید تروریست در دوران او) در هم بشکنند. هر دیپلمات در یک پایتخت خارجی، باید یک «رسانه سیار» باشد که این روایت را در میزگردها و مصاحبههای محلی منتقل کند.
۳. خنثیسازی در بستر پیدایش تهدید: جنگ امروز، بسیار در فضای مجازی میگذرد. شبکهای کنشگران رسانهای به زبانهای مختلف (به ویژه انگلیسی و عربی) میتوانند به هر توییت تحریکآمیز، با اطلاعرسانی سریع، طنز مؤدبانه، یا انتشار ویدیوهای کوتاه تأثیرگذار پاسخ دهند.
تهدیدات ترامپ یک آزمون بزرگ برای دستگاه رسانه و دیپلماسی کشور است. آزمونی که شکست در آن به معنای عادیشدن یک خطر جدی است، و پیروزی در آن مستلزم گذار از انفعال به کنشگری هوشمند، خلاق و بیامان در عرصه شناختی است. زمان آن است که نورافکن روایتسازی خود را قویتر از همیشه بر روی این تهدیدات متمرکز کنیم./پایان