بعد از حدود ۴۰ روز ایستادگی ملی در برابر دشمن، یک آتشبس موقت در جنگ اتفاق افتاده است. فارغ از عاقبت آتشبس و شرایط پیشرو در مذاکرات اسلام آباد، طرف ایرانی باید به چند نکته مهم توجه داشته باشد: ۱.* امریکا و رژیم صهیونیستی نشان دادهاند که در صورت ضرورت و جلب منفعت به هیچ قراردادی پایبند نخواهند بود*؛ لذا بدبینی کامل و رصد کامل تحرکات اطلاعاتی و عملیاتی دشمن از اهمیت برخوردار است. بعید نیست که آتشبس، بخشی از راهبرد دشمن برای تکمیل پازل عملیاتی – اطلاعاتی علیه ایران و محور مقاومت باشد. ازاینرو نظارت دائمی و دقیق بر نوع آرایش اطلاعاتی و میدانی دشمن و پاسخ عملیاتی دردناک به هر «جزئی» از آن از اهمیت برخوردار است.۲. یکی از تجاربی که در ضمن تعامل چندین ساله طرف ایرانی با طرف غربی حاصل شده و مخصوصاً در قرارداد برجام بهصورت محسوس مایه عبرت شد، اعطای منافع عینی به طرف غربی به امید اخذ منافع آتی و نسیه از آن بوده که بهشدت به ضرر ایران تمام شد؛ لذا تمام خواستههای طرف ایرانی باید بهصورت عینی، تضمینشده و متناظر پیگیری و محقق شود. ازاینرو بسیار مهم است که مذاکرات با یک «محدودیت زمانی مشخص و فوری» پیگیری شود که علاوه بر عدم اجازه به عادیسازی بازار انرژی و عدم بازسازی ظرفیت لجستیکی دشمن به «شرطیسازی» مجدد جامعه ایرانی منجر نشود. در صورت طولانیشدن مذاکرات، حس حماسی جامعه ایرانی و همدلی کنونی برای مقابله با دشمن با کاهش مواجه خواهد شد و فضا برای شروع فشارها و ادامه راهبردهای دشمن فراهم خواهد آمد. ضروری است در این بازه زمانی موقت، «خیابان» بهصورت ویژه محل حضور مردم باشد و هر گونه «خلوتسازی خیابان»، بازی در راهبرد دشمن خواهد بود.
۱. یقیناً اراده طرف مقابل برای ضربه به حاکمیت و جامعه ایرانی هنوز هم پابرجا باقیمانده و ناکامی دشمن موجب خشم و کینهتوزی بیشتر آنها نیز شده است. این اراده کینهجو، آرام نخواهد نشست و دائماً در پی کاربست راه و روشهای دیگری برای ضربه خواهد بود. پر کردن شکافهای اطلاعاتی و امنیتی، ترور، تلاش برای ساخت اجماع منطقهای و جهانی علیه ایران و ایجاد دوقطبی در جامعه از جمله این موارد است. ازاینرو مراقبت بهشدت سختگیرانه از جان رهبری، مسئولان سیاسی، نظامی، اطلاعاتی و ذیربط، تلاش برای بازسازی و تشدید توانمندی اطلاعاتی و عملیاتی و همچنین تلاش برای بازسازی و تقویت توان عملیات ویژه و دیپلماسی اطلاعاتی از اهمیت راهبردی برخوردار است.
۲. روانشناسی سیاسی ترامپ و وضعیت تهاجمی نسبت به دستاوردهای هستهای و موشکی ایران احتمال اقدامات متعارف و نامتعارف برای ربایش اورانیومهای ایران، ضربات سایبری و ضربه به ظرفیت علمی و زیرساختی این حوزه را همچنان شایان توجه قرار داده است، موضوعی که مستلزم مراقبتهای ویژه طرف ایرانی است.
۳. بهشدت به هر گونه اقدام و خرابکاری طرف امریکایی – صهیونی با دو شاخصه «زیر آستانگی» و «ابهام انتساب» باید حساس بود. ازاینرو طرف امریکایی – صهیونی را باید مسئول هر گونه اقدام علیه منافع ایرانی ولو در زیر آستانه جنگ و با عاملیت مبهم و غیرقابلانتساب پنداشت و موازنه در پاسخ عملیاتی را فراهم کرد.
۴. «*وحدت ساحات مقاومت*» یکی از مهمترین مزیتهای راهبردی مقاومت است، ازاینرو قرارگیری کامل ساحات در هرگونه آتشبس باید به طور ویژه موردتوجه قرار بگیرد. هر گونه «نقض جزئی» این موارد باید با پاسخ میدانی ایران روبرو شود.
۵. احتمالاً بازیگران منطقهای از فردای آتشبس در پی فشار حقوقی بر ج.ا.ا خواهند بود تا ضمن مقصرنمایی ایران به دریافت غرامت مبادرت کنند. ازاینرو ج.ا.ا باید بهصورت ویژه و فوری و با تشکیل تیمهای متخصص حقوقی به پیشدستی، مستندسازی و «موازنه حقوقی» نسبت به طرف منطقهای مبادرت کند.
۶. این جنگ باعث تولد مجدد ایران بهمثابه یک قدرت سیاسی، نظامی، تاریخی، ژئوپلیتیک و فرهنگی شده است. حال که نظم تئوریک و زیرساختی جامعه ایرانی وارد دوران سیالیت شده، باید به «بازسازی و بازمعماری نهادی جامعه ایرانی» مبادرت کرد، بازمعماری که مهمترین هدف آن توجه به آرمان امام شهید در ساخت «ایران قوی» است. فرایندی که در آن بازمعماری اطلاعات راهبردی، بازطراحی برنامه توسعه صنعتی و اقتصادی، احیای قدرت تاریخی و فرهنگی، جایابی کریدوری، توانمندسازی حکمرانی داخلی عدالتگرا، کارا و ضدفساد در بر همکنشی سینرژیک به طرحی از «رؤیای ایرانی» منجر خواهد شد که در آن، غرب دیگر یک قدرت ناب و انحصاری محسوب نمیشود. «ممکنسازی آینده راهبردی» از دل جنگها شروع میشود و این مهمترین مزیت جنگ برای ایران خواهد بود. در این راستا «احیای قدرت دعوت» ج.ا.ا از مردم، «قیام لله» و «آشناییزدایی از برخی از روشهای منسوخ حکمرانی» از محوریت برخوردار است.