سیدکاظم سیدباقری | دانشیار پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
- امنیت و آرامش قرآنی
امنیت، از مهمترین و ضروری ترین نیازهای طبیعی انسان و جامعه است و در هرم و جدول نیازهای انسان، نیاز به آن، پس از نیازهای جسمی بدن قرار میگیرد، (مزلو،۱۳۷۲: ۷۴) اصل امنیت، امری اجتنابناپذیر است برای هر جامعهای و امنیت روانی بخشی جدایی ناپذیر از آن. علی (ع)، می فرماید وطن که در آن امنیت و شادی نباشد، خیری ندارد: «لا خَیرَ…فِی الوَطَنِ إلّا مَعَ الأَمنِ وَالسُّرور». (ابن بابویه، ج۴: ۳۶۹) جامعهای که در آن شهروندان از امنیت برخوردار نباشند، حتی با وجود ثروت یا قدرت، از خیر حقیقی بیبهره خواهد ماند. کارآمدی نظامهای سیاسی تنها در گرو نهادهای قضایی یا اقتصادی نیست، بلکه در گرو ایجاد فضایی آرام است که در آن، شهروندان از هراس و ناامنی در امان باشد.
آرامش قرآنی، متصل به ایمان، ذکر خدا و توکل به سرچشمه ای پایان ناپذیر است. این آرامش عمیق در دل مؤمن است که از بیم و حزن رها میشود و به سکون پایدار دست مییابد. یکی از دعاهای حضرت ابراهیم به درگاه خداوند آن بود که:
«رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِناً» (ابراهیم، ۳۵)
این آیه میخواهد به خواننده، بفهماند که یکی از نعمتهای بزرگ خداوند، امنیت است، هر چند که انسان، گاه نسبت به این نعمت، کم توجه و گاه بی اعتنا است. آیه، حکایت از آن دارد که نعمت امنیت، ضرورت زندگی انسان است که او بزرگی و عظمت آن را در مییابد.( سید قطب، ج۴، ص ۲۱۰۹)
- آرامش برآمده از ایمان
انسان به ویژه به هنگامی که وارد عرصۀ مبارزه و کشمکش سیاسی-اجتماعی میشود، بیشن از هر چیز به آرامش و روحیۀ معنوی نیاز دارد، این روحیۀ معنوی هنگامی که به دریایی پایان ناپذیر متصل میشود، برای نیروهای اجتماعی، قدرتی دو چندان ایجاد میکند، آن سان که افراد برای رسیدن به هدفی که با همۀ وجود به آن باور دارند، حاضر به جانفشانی میشوند که بخشی از آن در میدان و بخشی دیگر از آن را در خیابان و حضور مردم قابل مشاهده است. ایمان در عمق جان افراد اثر میگذارد و به طور خودْکار برانگیخته میشوند تا به دستور راهبر خویش عمل کنند. آن گاه که مؤمن در ساحت اجتماعی به درجهاى از ایمان میرسد، به آرامش روحی دست مییابد که فزایندۀ قدرت و گسترش دهندۀ آن است. از منظر قرآن کریم، خداوند آرامش را به دلهای مومن فرو میفرستد، بر ایمان آنان افزوده میشود و این افزایش ایمان، به آرامش و قدرت جامعۀ مومنان در برابر مستکبران میانجامد، قرآن شریف مىفرماید:
هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ السَّکِینَهَ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لِیَزْدَادُوا إِیمَانًا مَعَ إِیمَانِهِمْ وَلِلَّهِ جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ (فتح، ۳۴)
اوست آن کس که در دلهاى مؤمنان آرامش را فرو فرستاد تا ایمانى بر ایمان خود بیفزایند. و سپاهیان آسمانها و زمین از آن خداست.
آیۀ مذکور آرامش و ایمان را در کنار هم ذکر میکند، این معنا در روایتی از امام صادق(ع) نیز آمده است، از ایشان درباره «سکینه» پرسیدند، فرمود: سکینه، ایمان است. (ابن بابویه، معانى الاخبار، ص۲۸۴ یا ر.ک. الکلینی، الکافی، ج ۲، ص۱۲) در تفسیر قمی آمده است که منظور از «مومنین» کسانی است که با رسول خدا(ص) مخالفت نمیکنند. (علی ابن ابراهیم، تفسیر قمی، ج۲، ص ۳۱۵) امری که با آرامش ارتباطی محکم دارد؛ زیرا عدم مخالفت آنان نیز برخاسته از اطمینان و یقینی است که به حکم و امر پیامبرشان دارند.
به بیان علامه طباطبایی سکینه استعمال میشود در آرامش قلب و آن قرار و آرامش گرفتن انسان و عدم اضطراب باطن و نهاد او در تصمیم گیری است، انسان، افعالش را از روی خردورزی انجام میدهد و آن تنظیم مقدمات عقلی است که مشتمل بر مصالح است و بر سعادت او در زندگی و خیر مطلوب اجتماعی اثر میگذارد. این فرایند فکری هنگامی که انسان آن را بر روش فطری خود انجام دهد و هدفی نداشته باشد جز آن که سودی حقیقی برای رسیدن به سعادت داشته باشد، به آرامشی در جان و فکر خویش بدون دلهره و اضطراب میرسد و مومن با ایمانش به خداوند، جایگاهی استوار مییابد که متزلزل نمیشود و به بنیادی میرسد که فرو نمیریزد زیرا که امورش را بر معارفی حق بنا کرده است که شک و تردید را نمیپذیرد، در حالی که کفار هیچ ولیّ و سرپرستی که عهده دار امرش باشد ندارند، آنان در تاریکی های فکری فرو می روند که از هر سو هوس و خیال و احساسات ناپاک به آنان هجوم میآورند.( ر.ک. طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن»، ج۲، ص۲۹۰) لذا خداوند اشاره دارد که:
وَ اللَّهُ وَلِیُّ الْمُؤْمِنِینَ (آل عمران، ۶۸، و
او سرپرست و ولیّ مومنین است و چه زیبا فرمود « ذلِکَ بِأَنَّ اللَّهَ مَوْلَى الَّذِینَ آمَنُوا»، (محمد، ۱۱) و آن گاه که این سرپرستی صورت حقیقت به خود گیرد، ترس و اندوهی نخواهد بود:
أَلا إِنَّ أَوْلِیاءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ» (یونس، ۶۲)
و این که کافران، سرپرست و مولایی ندارند(محمد، ۱۱) یا آن که شیاطین اولیاء آنانند. (اعراف، ۲۷). از مجموعۀ این آیات میتوان برداشت کرد که ترس، نگرانی، اضطراب و غرور بی جا، در جانب کفر است و در مقابل، ایمان، زایندۀ آرامش و امنیت.
حضور خیابانی و تجمعات شبانه، هنگامی که ریشه در ایمان و روحیه معنوی داشته باشد، عامل تقویت و بازتولید امنیت روانی به شمار میرود. در چنین بستری، افراد با تکیه بر باورهای عمیق درونی، به نوعی استقلال روحی و اطمینان خاطر جمعی دست مییابند که آنان را در برابر هجوم ارزشهای بیگانه و تهدیدات دشمن مصون میسازد. ایمان، به مثابه سازوکاری درونیشده، ظرفیت تحمل ابهام و رویارویی با تهدید را افزایش میدهد و دلهره ناشی از شرایط مبهم و جنگی را کاهش میبخشد. از منظر روانشناسی اجتماعی، این آرامش معنوی، کارکردی دوگانه دارد: از سویی، توانمندی روانی کنشگران را برای مشارکت مدنی فزونی میبخشد و از سوی دیگر، از طریق همافزایی جمعی، بازدارندگی غیرنظامی در برابر قدرتهای سلطهگر ایجاد میکند. به این ترتیب، حضور باورمندانه در عرصه خیابان، خاستگاهی برای تولید امنیت روانی پایدار و مقاومت فرهنگی در برابر طاغوت و دشمن فریبکار است.
- حس آرامش در همکاری خیابانی
بخشی اساسی از امنیت همه جانبه را باید در امنیت روانی جستجو کرد که آرامشبخش جان و جامعه است. بدون آن، استعدادها شکوفا نمیشوند و مردم دچار آشفتگی، دلشوره و بیاعتمادی میگردد. امنیت روانی، زمینهساز خلاقیت، همدلی و تابآوری در برابر بحرانهاست و سرمایهای نادیدنی اما حیاتی برای پیشرفت سیاسی -اجتماعی هر ملتی به شمار میآید.
زمانی که فرد میداند چگونه به کار خود ادامه دهد، بدون آنکه وقفه و مزاحمتی برای او به وجود آید، حالتی ذهنی و روانی در وی بروز میکند که این حالت، همان احساس امنیت است ( ر.ک. استونز، ۱۳۷۹: ۴۳۲ ) این احساس امنیت، وقتی با حضور جمعی در خیابانها و تجمعات شبانه همراه شود، از حالت فردی خارج و به یک سرمایه روانی جمعی تبدیل میگردد و در کنار دیگران بودن، بستری برای تخلیه روانی و آرامش فراهم میآورد. یکی از مؤلفههای اساسی در ایجاد امنیت روانی، همین حضور همدلانه است، مردمی هم فرهنگ و هماهنگ در کنار هم برای رسیدن به هدفی یگانه. این حضور، نه تنها بستر امنیت مادی، اقتصادی و سیاسی بلکه زیربنای امنیت روانی جامعه را فراهم میآورد. حضور در چنین اجتماعاتی با ایجاد فضایی برای ابراز همدلی و رهایی از تنشهای روزمره زندگی را فراهم می آورد. همراهی و تعاون حاصل از حضور خیابانی، حس همبستگی را میان مردم تقویت میکند، حسّی که خود زیربنای اعتماد اجتماعی و در نتیجه، امنیت روانی پایدار است. در چنین فضایی، فرد نه تنها از حاکمیت، بلکه از همنوعان خود نیز احساس حمایت میکند و این مهم وقتی در چارچوب همدلی و نظم آگاهانه شکل گیرد، خود به یکی از مؤلفههای بازتولید امنیت روانی تبدیل میشود.
در راستای این راهبرد قرآنی است که خدای متعال فرمود : «وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَی» (مائده، ۲) هنگامی که مردم در بستر چنین حضوری، خود را بخشی از یک جمع همکار، همدل، همصدا و همهدف مییابند، احساس تنهایی و انزوای روانی کاهش مییابد و به جای آن، احساس تعلق، قدرت جمعی و امنیت روانی فزونی میگیرد. این امنیت و آرامش، در سطح اجتماعی، با حضور همدلانه مردم در عرصه عمومی تحقق عینی مییابد.
به یاد داشته باشیم که هدف قدرت مطلوب و مشروع آن است تا با کارکرد امنیت و با هدف میانی عدالت، انسانها و شهروندان را به جایگاه مطلوب انسانی در مکتب الهی برساند و افقی برتر را پیش روی آنان، بگشاید. عدالت، نیز آن هدف عالی و غایی نیست، بلکه امنیت، سپس عدالت اجتماعی، همه در خدمت سعادت و کمال انسانی معنادار خواهند بود. (ر.ک. سیدباقری، ۱۳۹۸، ص ۹۴) آن گونه که در ایجاد امنیت نیز تنها امنیت مادّی مورد نظر نیست، بلکه امنیت روحی- روانی و معنوی نیز جایگاهی بلند دارد.
منابع
قرآن کریم
ابن فارس، احمد، معجم مقاییس اللغه، قم: مرکز النشر مکتب الاعلام الاسلامی، ۱۴۰۴ق.
سید قطب؛ فی ظلال القرآن؛ بیروت: دارالشروق، ۱۴۰۸ه،
سیدباقری، سیدکاظم، قدرت سیاسی از منظر قرآن کریم، تهران: پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، سوم، ۱۳۹۸
صدوق، محمد بن على بن بابویه؛ معانى الاخبار؛ قم: نشر اسلامى وابسته به جامعه مدرسین، سوم ۱۴۱۶ .
طباطبایی، سید محمدحسین؛ المیزان فی تفسیر القرآن؛ قم: مؤسسه مطبوعاتی اسماعیلیان؛ ۱۳۸۱
قمى، على بن ابراهیم؛ تفسیر قمی؛ تحقیق: سید طیب موسوى جزایرى، قم: دار الکتاب، چهارم، ۱۳۶۷ ش،
الکلینی، ابو جعفر محمد؛ الکافی؛ تصحیح و تعلیق: علی اکبر غفاری، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۴۰۷