بازتاب رسانه‌ای تجمعات شبانه مردم در جنگ رمضان؛ میدان نبرد روایت‌ها، فرصت‌ها و تهدیدها

در عصر جدید که با جنگ‌های ترکیبی مواجه هستیم، نتیجه جنگ‌ها تنها در میدان‌های نظامی تعیین تکلیف نمی‌شوند؛ بلکه بخش مهمی از سرنوشت آن‌ها در میدان افکار عمومی، رسانه‌ها و جنگ روایت‌ها رقم می‌خورد. در جنگ رمضان که با حمله دشمن آمریکایی و صهیونیستی علیه ایران آغاز شد، در کنار تحولات نظامی و امنیتی، شکل‌گیری تجمعات شبانه مردم در شهرهای مختلف کشور به یکی از مهم‌ترین رخدادهای اجتماعی و رسانه‌ای تبدیل شد. این تجمعات که پس از شهادت مقام معظم رهبری(ره) و جمعی از فرماندهان عالی‌رتبه نظام شکل گرفت، صرفاً یک واکنش هیجانی یا مناسکی نبود بلکه به سرعت به یک پدیده چندوجهی اجتماعی، فرهنگی و رسانه‌ای تبدیل شد که آثار آن در سطوح داخلی و خارجی قابل مشاهده است.

ویژگی مهم این تجمعات، خودجوش بودن و گستردگی اجتماعی آن بود. برخلاف بسیاری از تجمعات رسمی و سازمان‌یافته، این حضور مردمی عمدتاً از پایین به بالا شکل گرفت و طیف متنوعی از اقشار مختلف جامعه را دربرگرفت؛ از خانواده‌ها و جوانان گرفته تا گروه‌های مذهبی، ملی‌گرا و حتی بخشی از منتقدان سیاسی نظام در این تجمعات مشارکت کردند. همین تنوع اجتماعی باعث شد که تجمعات شبانه به نمادی از همبستگی اجتماعی در شرایط بحران تبدیل شوند. اما اهمیت اصلی این پدیده زمانی آشکار شد که تصاویر، ویدئوها، شعارها و نمادهای آن به سرعت در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی بازتاب یافت و عملاً تجمعات خیابانی را به یک رخداد رسانه‌ای ملی و فراملی تبدیل کرد.

واقعیت آن است که رسانه در شرایط جنگی صرفاً یک ابزار اطلاع‌رسانی نیست، بلکه خود به بخشی از میدان نبرد تبدیل می‌شود. بازتاب رسانه‌ای تجمعات شبانه نشان داد که هر تصویر، روایت و هشتگ می‌تواند حامل معنا و پیام سیاسی و اجتماعی باشد. رسانه‌های داخلی تلاش کردند این تجمعات را به‌عنوان نشانه‌ای از انسجام ملی، پایداری اجتماعی و حمایت عمومی از کشور و نیروهای مسلح بازنمایی کنند. انتشار گسترده تصاویر حضور خانواده‌ها، زنان، کودکان و جوانان در خیابان‌ها، این پیام را منتقل می‌کرد که جامعه ایرانی علی‌رغم همه تهدیدات و فشارهای نظامی و اقتصادی و … همچنان از ظرفیت مقاومت و همبستگی برخوردار است.

در مقابل، رسانه‌های خارجی و جریان‌های مخالف نیز تلاش کردند روایت متفاوتی از این رخداد ارائه دهند. بخشی از این رسانه‌ها با تمرکز بر برخی نارضایتی‌ها، شکاف‌ها یا مشکلات اقتصادی کوشیدند از اثر روانی و سیاسی این تجمعات بکاهند و آن را به پدیده‌ای محدود، هیجانی یا حتی کنترل‌شده تقلیل دهند. این مسئله نشان می‌دهد که تجمعات شبانه تنها یک رخداد اجتماعی نیست، بلکه به بخشی از جنگ شناختی و رقابت روایت‌ها تبدیل شده است؛ جنگی که در آن هر طرف تلاش می‌کند ادراک عمومی را به نفع خود شکل دهند.

در این میان، شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های غیررسمی نقشی بسیار تعیین‌کننده داشتند. برخلاف دهه‌های گذشته که روایت رسمی رسانه‌های دولتی نقش غالب را ایفا می‌کرد، امروز کاربران فضای مجازی، کانال‌های مردمی و رسانه‌های محلی به بازیگران اصلی میدان روایت تبدیل شده‌اند. انتشار ویدئوهای مردمی، پخش زنده تجمعات، تولید محتواهای احساسی و روایت‌های شخصی موجب شد تصویر تجمعات شبانه با سرعت بالا در سطح جامعه و حتی خارج از کشور بازنشر شود. این وضعیت نشان می‌دهد که رسانه در عصر جدید از حالت متمرکز خارج شده و به ساختاری شبکه‌ای و توزیع‌شده تبدیل شده است.

یکی از مهم‌ترین فرصت‌های بازتاب رسانه‌ای تجمعات شبانه، تقویت انسجام ملی و سرمایه اجتماعی است. زمانی که جامعه در شرایط بحران، تصویر حضور گسترده مردم را مشاهده می‌کند، احساس تعلق و همبستگی افزایش می‌یابد. رسانه‌ها در این فرآیند می‌توانند نقش مهمی در بازتولید هویت ملی-دینی و تقویت روحیه مقاومت ایفا کنند. مناسک جمعی، سرودهای ملی، نمادهای مذهبی و تصاویر همدلی اجتماعی همگی در شکل‌دهی به نوعی حافظه جمعی و هویت مشترک مؤثر هستند.

 

از سوی دیگر بازتاب رسانه‌ای این تجمعات می‌تواند کارکرد بازدارندگی در مقابل تهدیدات دشمن را نیز داشته باشد. در بسیاری از جنگ‌ها یکی از اهداف اصلی دشمن القای فروپاشی اجتماعی و کاهش روحیه عمومی است. نمایش حضور مردم در خیابان‌ها و حمایت اجتماعی از کشور می‌تواند این پیام را به بازیگران خارجی منتقل کند که جامعه همچنان از ظرفیت بسیج اجتماعی و تاب‌آوری برخوردار است. در نتیجه رسانه نه فقط ابزار انتقال خبر بلکه بخشی از قدرت ملی و مؤلفه‌ای از بازدارندگی شناختی محسوب می‌شود.

با این حال تجمعات شبانه مردم در کنار فرصت‌ها تهدیدهای مهمی نیز به همراه دارد. نخستین تهدید، رقابت شدید روایت‌ها و تلاش جریان‌های مختلف برای مصادره تجمعات به نفع گفتمان سیاسی خود است. اگر این پدیده صرفاً به نام یک جریان خاص ثبت شود، ممکن است بخشی از گروه‌های اجتماعی احساس حذف یا طردشدگی کنند و از فراگیری اجتماعی آن کاسته شود. دومین تهدید گسترش اخبار نادرست، تصاویر تقطیع‌شده و عملیات روانی در فضای مجازی است. در فضای جنگی سرعت انتشار اطلاعات معمولاً از دقت آن بیشتر است و همین مسئله می‌تواند زمینه بی‌اعتمادی و التهاب اجتماعی را فراهم کند.

 

تهدید دیگر، فرسودگی رسانه‌ای و هیجانی جامعه است. استمرار طولانی‌مدت فضای احساسی و پوشش‌های هیجانی بدون مدیریت صحیح، ممکن است به مرور موجب خستگی روانی جامعه شود و اثرگذاری کنش جمعی را کاهش دهد. همچنین برجسته‌سازی افراطی برخی چهره‌ها، نمادها یا گروه‌ها در پوشش رسانه‌ای احتمال حذف سایر مشارکت‌کنندگان را افزایش می‌دهد و می‌تواند انسجام اجتماعی را تضعیف کند.

بر این اساس، ضروری است که بازتاب رسانه‌ای تجمعات شبانه مردم در جنگ رمضان صرفاً به‌عنوان یک رخداد خبری تلقی نشود، بلکه به‌عنوان یک مسئله راهبردی در حوزه امنیت اجتماعی و جنگ شناختی مورد توجه قرار گیرد. مدیریت هوشمند روایت‌ها، تقویت رسانه‌های مردمی، افزایش شفافیت خبری و جلوگیری از انحصار روایی، می‌تواند به حفظ سرمایه اجتماعی و تقویت انسجام ملی کمک کند. همچنین لازم است رسانه‌های داخلی از رویکردهای صرفاً تبلیغاتی فاصله گرفته و با روایت‌های واقعی، چندصدایی و مبتنی بر تجربه زیسته مردم اعتماد عمومی را تقویت کنند.

در نهایت، تجمعات شبانه مردم در جنگ رمضان را باید بیش از آنکه صرفاً یک تجمع خیابانی دانست، نوعی «رخداد رسانه‌ای-اجتماعی» تلقی کرد؛ رخدادی که در آن جامعه ایرانی تلاش می‌کند در میانه بحران، هویت، همبستگی و اراده جمعی خود را بازتعریف کند. موفقیت یا شکست این فرآیند تا حد زیادی به نحوه مدیریت میدان رسانه و جنگ روایت‌ها وابسته خواهد بود.

این مقاله را به اشتراک بگذارید