چشم‌انداز روابط اروپا و ایران تا پایان دولت دوم ترامپ: سناریوها، راهبردها و اقدامات

روابط جمهوری اسلامی ایران و اروپا در سال‌های اخیر وارد مرحله‌ای از پیچیدگی و تنش بی‌سابقه شده است. نقطه‌ی آغاز این روند را می‌توان در تحولات ژئوپلیتیکی ناشی از جنگ اوکراین در سال ۲۰۲۲ دانست؛ جنگی که نه‌تنها معادلات امنیتی و انرژی در قاره اروپا را دگرگون ساخت، بلکه مناسبات قدرت‌های بین‌المللی را نیز به‌سوی رقابت‌های آشکار سوق داد. در این میان، اتهام مداخله ایران در این جنگ از طریق حمایت نظامی از روسیه – هرچند از سوی تهران رد شد- به‌عنوان عاملی کلیدی در تیرگی روابط میان ایران و کشورهای اروپایی عمل کرد. این اتهامات، در فضای بی‌اعتمادی پس از خروج آمریکا از برجام و توقف روند احیای آن، موجب شکل‌گیری نگرشی منفی و بدبینانه در محافل سیاسی و رسانه‌ای اروپا نسبت به ایران شد.

در همین بستر، مذاکرات برای احیای برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) که از سال ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۴ در قالب‌های مختلف ادامه داشت، نتوانست به توافقی پایدار و قابل اجرا منجر شود. اگرچه اروپایی‌ها پس از خروج ترامپ از برجام به هیچ یک از تعهدات برجامی خود عمل نکردند اما در سوی مقابل با افزایش سطح غنی‌سازی اورانیوم، کاهش همکاری‌های فنی با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و گسترش فعالیت‌های منطقه‌ای از سوی ایران، به مخالفت جدی برخاستند. این تحولات، زمینه را برای تشدید موضع‌گیری‌های سیاسی و حقوقی اروپا علیه تهران فراهم ساخت و در نهایت، سه کشور اروپایی (فرانسه، آلمان و بریتانیا) در چهارچوب سازوکار مکانیسم ماشه در اواخر اوت ۲۰۲۵ با استناد به مفاد قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت و به بهانه عدم پایبندی ایران به تعهدات برجامی قطعنامه‌ای در مورد تمدید لغو تحریم‌های ایران به جریان انداختند که در نشست شورای امنیت سازمان ملل در اواخر سپتامبر ۲۰۲۵ رای نیاورد و منجر به فعالسازی مکانیسم ماشه شد.

اجرای این مکانیسم، عملاً به بازگشت تحریم‌های سازمان ملل علیه ایران و بازاعمال تحریم‌های یک‌جانبه اروپا انجامید. بدین ترتیب، روند تعاملات سیاسی، اقتصادی و حقوقی میان ایران و اروپا وارد دوره‌ای تازه از رکود و تقابل شد. تصمیم اروپا برای بازگرداندن تحریم‌ها نه‌تنها روابط دو طرف را به سطحی از تنش بی‌سابقه رسانده، بلکه فضای دیپلماسی و همکاری‌های اقتصادی پیشین را نیز به‌شدت محدود کرده است. اکنون روابط ایران و اروپا با سه ویژگی بارز شناخته می‌شود: بی‌اعتمادی عمیق، تضعیف کانال گفت‌وگوهای دیپلماتیک و گسترش رویکردهای بازدارنده و تنبیهی در سیاست خارجی اروپا.

در چنین شرایطی، چشم‌انداز روابط ایران و اروپا تا پایان دولت دوم ترامپ (۲۰۲۸) بیش از هر زمان دیگری مبهم شده است. بازگشت دوبارۀ دولت ترامپ به کاخ سفید و همسویی بیشتر واشنگتن و پایتخت‌های اروپایی در قبال ایران، بر پیچیدگی محیط تصمیم‌گیری افزوده است. بنابراین، پاسخ به این پرسش بنیادین که «چه سناریوهایی برای روابط اروپا و ایران تا پایان دولت دوم ترامپ محتمل است و اروپا در هر سناریو چه راهبردها و اقدامات احتمالی‌ای را دنبال خواهد کرد؟»، اهمیتی اساسی برای منافع ملی جمهوری اسلامی ایران دارد.

پیش‌بینی سناریوهای محتمل و درک راهبردهای اروپا در هر مسیر، به سیاست‌گذاران ایرانی کمک می‌کند تا از حالت واکنشی صرف در برابر تحولات بین‌المللی خارج شوند و سیاستی پیش‌دستانه، انعطاف‌پذیر و واقع‌گرایانه را طراحی کنند. شناخت دقیق راهبردها و اقدامات احتمالی اروپا در سناریوهای مختلف، امکان مدیریت ریسک اقتصادی، حفظ ظرفیت‌های دیپلماتیک و کاهش پیامدهای امنیتی و تحریمی را فراهم می‌سازد. از منظر سیاست خارجی، چنین شناختی می‌تواند به ایران در تنظیم مجدد روابط خود با اتحادیه اروپا، بهره‌برداری از اختلافات درون اروپا و ایجاد فرصت‌هایی برای کاهش فشارهای سیاسی و اقتصادی کمک کند. بنابراین، پژوهش حاضر در پی آن است که با تحلیل جامع شرایط کنونی و ترسیم سناریوهای محتمل آینده، تصویری شفاف‌تر از چشم‌انداز روابط ایران و اروپا تا پایان دولت دوم ترامپ ارائه دهد و با تبیین راهبردها و اقدامات احتمالی اروپا، زمینه‌ای برای تصمیم‌گیری آگاهانه‌تر در سطح سیاست‌گذاری ملی ایران فراهم آورد.

این پژوهش از نوع کاربردی است. با توجه به ماهیت راهبردی و آینده‌پژوهانۀ این پژوهش، داده‌های مورد نیاز از دو مسیر اصلی گردآوری می‌شوند: الف) گردآوری داده‌های اسنادی و کتابخانه‌ای؛ و ب) گردآوری داده‌های خبرگی (مصاحبه و پنل تخصصی). این پژوهش از نظر رویکرد، آینده‌نگر و تحلیلی-ساختاری است. بنابراین روش پژوهش آن مبتنی بر روش تحلیل ساختاری (MICMAC) خواهد بود، تا امکان شناسایی پیشران‌ها، بازیگران و سناریوهای محتمل در فضای راهبردی جدید فراهم شود.

این پژوهش در پنج فصل تنظیم خواهد شد:

فصل اول-کلیات طرح: در این فصل، موضوع پژوهش، بیان مسئله، اهمیت و ضرورت انجام تحقیق، اهداف، پرسش‌های پژوهشی به‌طور دقیق بیان می‌شود. همچنین محدوده و چهارچوب زمانی پژوهش مشخص خواهد شد.

فصل دوم- چهارچوب مفهومی و نظری: این فصل به مرور ادبیات، نظریه‌ها و همچنین مفاهیم مرتبط با مناسبات اروپا و ایران را تشریح می‌کند.

فصل سوم- روش پژوهش و تحلیل داده‌ها: در این فصل، نوع پژوهش، روش‌های گردآوری داده‌ها و ابزارهای مورد استفاده توضیح داده می‌شود. سپس فرآیند تحلیل داده‌ها بر اساس روش‌های میک‌مک و مکتور تشریح می‌شود و نحوه استفاده از داده‌های اسنادی و مصاحبه‌های خبرگی برای ساخت ماتریس‌های تحلیلی بیان می‌شود.

فصل چهارم- یافته‌ها و نتایج پژوهش: در این فصل، نتایج حاصل از تحلیل ساختاری و تحلیل مواضع بازیگران ارائه می‌شود. سناریوهای راهبردی مختلف بر اساس داده‌های تحلیل شده ترسیم و تفسیر می‌گردد و نتایج کلیدی مرتبط با هر سناریو استخراج می‌شود.

فصل پنجم- نتیجه‌گیری نهایی و ارائه راهکارها: این فصل با جمع‌بندی کلی پژوهش، پاسخ به پرسش‌های پژوهشی و تبیین یافته‌های اصلی پایان می‌یابد.

 

 

این مقاله را به اشتراک بگذارید