تحلیلی بر جنگ پست‌مدرن ۱۲ روزه و آینده پیش‌رو؛ قسمت اول / جنگ هژمونیک علیه جمهوری اسلامی ایران

ترور فرماندهان رده‌بالای نظامی ایران، حملات سایبری، فعالیت شدید رسانه‌ای، دعوت مردم برای شورش، حمایت از اپوزسیون، هک پدافند و … در جنگ ۱۲ روزه (۲۳ خرداد تا ۳ تیر ۱۴۰۴) نشان از جنگی پست‌مدرن و متفاوت علیه جمهوری اسلامی ایران دارد. درک عمیق از چیستی این جنگ پست‌مدرن و روش‌های دشمن برای حمله و دفاع به ما کمک می‌کند تا در طراحی دکترین، سیاست کلان، استراتژی، تاکتیک و تکنیک جنگی اصلاحات جدی را در‌پیش‌گیریم و حملات دشمن را دفع و سپس در آفند موفق‌تر باشیم. جنگ ۱۲ روزه به‌مثابه جنگی پست‌مدرن در اعلی‌درجه خود است؛ دو کشوری که مرز مشترک ندارند، از طریق برترین تکنولوژی‌ها در آسمان با هم جنگیدند، رسانه‌ها نقش اساسی در این جنگ داشتند و از آن مهم‌تر استفاده از تکنولوژی‌های روز، همچون پهپادها و حملات سایبری که تاکنون در جهان دیده نشده است.

اگر بخواهیم تفسیری دقیق‌تر از این جنگ ارائه کنیم، ضروری است که جنگ ۱۲ روزه را به‌عنوان جنگی معنایی تحلیل کنیم. اگر تعریف کارل فون کلاوزویتس در کتاب «پیرامون جنگ» را بپذیریم که «جنگ عملی مبتنی بر زور است تا دشمنان را مجبور به انجام خواسته‌مان کنیم» (حسین اژدر، ۱۳۸۴) اهمیت خواسته دو طرف جنگ بر ما روشن می‌شود. پرسش بنیادین اینجاست که خواسته‌های هر طرف جنگ چگونه شکل می‌گیرد و چرا این خواسته‌ها در برابر هم قرار می‌گیرند. بر اساس خواسته‌ها می‌توان انواع جنگ را تعریف کرد. خواسته‌های هر طرف جنگ با معنایی که او در سر دارد ارتباط مستقیمی دارد. این معانی هستند که خواسته‌های دو طرف جنگ را شکل می‌دهند. در تعریف اشمیتی از امر سیاسی، این معانی هستند که دوستی و دشمنی را تعریف می‌کنند و پرسش از اینکه دوست و دشمن کیست با معانی و تفسیری که طرف‌های جنگ دارند معنادار می‌شود. نگارنده معتقد است با تمرکز بر معانی موجود در این جنگ می‌توان درکی عمیق‌تر از جنگ ۱۲ روزه اسرائیل علیه ایران ارائه کرد.

درک معنای مدنظر دشمن در جنگ ۱۲ روزه نشان خواهد داد که او چه نظمی را برای منطقه در سر پرورش داده و چه استراتژی‌هایی برای رسیدن به آن تدارک دیده است. جهان در آستانه نظم جدید بین‌المللی است و جنگ‌ کنونی یکی از لرزه‌های این تغییرات هستند. جنگ برای هژمونی بر جهان و بازسازی سلطه بر جهان آینده است. برای درک ابعاد پیچیده این جنگ ضروری است سطوح مختلف بین‌المللی، منطقه‌ای و داخلی این جنگ هژمونیک (Hegemonic War) را مورد بررسی قرار دهیم. جنگ کنونی اسرائیل علیه ایران نه یک جنگ متعارف بلکه جنگ هژمونیک و نظام‌ساز (Hegemonic War) است و برای تحلیل آن، توجه به محیط بین‌الملل ضروری است. باید پرسید در این جنگ هژمونیک چه معانی جدیدی در حال شکل‌گیری است و این معانی چه نظمی را شکل خواهند داد؟

در جنگ هژمونیک تغییر یا حفظ نظم جهانی و منطقه‌ای دنبال می‌شود و مقیاس آن نیز جهانی است. جنگ هژمونیک جنگی تمام‌عیار است و نتیجه آن شکل‌گیری ساخت قدرت جهانی و نظام‌سازی است. در جنگ هژمونیک ابعاد مختلفی همچون اقتصادی (تحریم و ممنوعیت دسترسی به بازارهای جهانی)، فضایی، سایبری، تکنولوژی، دیپلماسی، فرهنگی-گفتمانی و در نهایت ابعاد نظامی پویایی دارند و ساختارهای موجود را هدف گرفته‌اند. مرور رخدادهای گوناگون علیه ایران در دهه‌های اخیر نشان می‌دهد که ایران در فضای جنگ هژمونیک در برابر آمریکا قرار گرفته و آمریکا در تلاش است تا معانی و خواسته‌های مدنظر خود را بر جمهوری اسلامی دیکته کند. از بدو تشکیل جمهوری اسلامی فشار اقتصادی بر ایران آغاز شده و با تحریم‌های شورای امنیت در اواخر دهه ۸۰ شمسی به اوج خود رسید. به لحاظ سایبری چندین حمله علیه ایران صورت گرفته است و خبر هک بانک‌ها، سامانه‌های گوناگون خدماتی و از همه مهم‌تر حمله سایبری به تأسیسات اتمی در دهه ۸۰ با ویروس استاکس نت (Stuxnet) از جمله آن است. جنگ دیپلماتیک علیه ایران در این دهه‌ها شکل یافته که نتیجه آن اجماع جهانی علیه برنامه هسته‌ای ایران بود. جنگ فرهنگی-گفتمانی، دیگر بُعد جنگ غرب با ایران است که به‌صورت مشخص حمله به گفتمان شیعه انقلابی، مدنظر دشمن قرار گرفته است. در نهایت جنگ ۱۲ روزه به‌عنوان جنگ نظامی اسرائیل به نیابت از آمریکا علیه ایران آغاز شد. ابعاد جنگ هژمونیک علیه جمهوری اسلامی بدین شرح است:

ضروری است ابعاد مختلف بیان‌شده این جنگ مورد بررسی جدی قرار گیرد. در این سپهر این گزاره‌ را به بحث خواهم گذاشت که آمریکا و اسرائیل برای سلطه بر منطقه و شکل‌دهی به نظم هژمونیک خود، شکست گفتمانیِ شیعه انقلابی یا به طور عام شکست اسلام سیاسی را مدنظر قرار داده‌اند. بازیگری که توانسته در چهار دهه اخیر مقابل هژمونی آمریکا و بازیگر نیابتی‌اش اسرائیل در منطقه مقاومت کند، گفتمان شیعه انقلابی و اسلام سیاسی است. آنها چنین استدلال می‌کنند که گفتمان شیعه انقلابی دارای ابعاد قدرتی است که باید به مرور تضعیف و مضمحل می‌شد. در قسمت‌های بعد این سلسه یادداشت به ابعاد مختلف جنگ آمریکا و نیروی نیابتی‌اش علیه گفتمان شیعه انقلابی و جمهوری اسلامی پرداخته خواهد شد.

این مقاله را به اشتراک بگذارید