یکی از منازعات و جنگهایی که دشمن از سالها پیش علیه ایران شروع کرده پیامهای مکتوب و شفاهی است که از سوی سران مختلف کشورها در قالب نامههای سرگشاده و … منتشر میشود و در مقابل این هجمه، رهبری معظم نیز سالهاست فعالانه ورود و در مقابل روایتسازی دشمن، حقیقت جبهه جدید را تبیین میکنند. یکی از پیامهای مهم در این فضا پیام ایشان در چهلمین روز شهادت جمعی از سرداران و دانشمندان برجسته کشور است که واجد ویژگیهای منحصربهفردی در سطح گفتمانسازی، بازتعریف هویت، و توزیع مسئولیتهای اجتماعی است.
۱. نخستین محور پیام، بازتعریف شهادت است. برخلاف روایتهای مبتنی بر فقدان و ناکامی، شهادت در این متن نهتنها «پایان» نیست، بلکه نوعی «تثبیت موقعیت» در منظومه معنایی اسلامی است. شهادت از این منظر، نهتنها آسیبزا نیست، بلکه نشانگر پویایی تاریخی یک مسیر انتخابشده و آگاهانه است.
۲. رهبر انقلاب در قالب توصیف «نقاط درخشان» حادثه، به بازنمایی ظرفیتهای نرمافزاری جامعه ایرانی میپردازند؛ از تحمل و صبر خانوادهها تا استقامت نهادهای تحت امر شهدای اخیر و در نهایت پایداری ملی ایرانیان این فراز از پیام، تأکیدی است بر آنچه میتوان «توان بازسازی جمعی در بستر بحران» نامید.
۳. شاید مهمترین بخش پیام، در تقسیم مسئولیت میان اقشار مختلف جامعه نهفته باشد. در اینجا، رهبری با رویکردی نظاممند، هفت مأموریت راهبردی برای نیروهای فرهنگی، علمی، رسانهای، اجرایی، روحانیت، نظامی و جوانان ترسیم میکنند. این تقسیم مسئولیت از دو جنبه قابل توجه است:
اول) بازتعریف نقش اقشار در میدان جنگ ترکیبی: در تقابل با پروژه ترور، تخریب، عملیات روانی و روایتسازی دشمن، هر قشر دارای مسئولیت خاص خود است؛ از تسریع در تولید دانش گرفته تا حفظ انسجام ملی، از روایتگری عزتمندانه تا هدایت معنوی جامعه.
دوم) توزیع مسئولیت در یک منظومه تمدنی چندلایه: این نگاه، برخلاف مدلهای سنتی بسیج اجتماعی، به جای انتظار از یک نهاد خاص، به تقسیم کار میان اجزای مختلف نظام اجتماعی – فرهنگی میانجامد.
۴. پیام با فراخوانی به «غفلتنکردن از حقیقت و مسئولیت» جمعبندی میشود. این هشدار، نقطه اتصال میان «داغ» و «راه» است؛ تذکری که تأکید دارد گذار از فقدان به پیشرفت، نه خودبهخود، بلکه در گرو هوشیاری و کنش جمعی است. ازاینرو، وظیفه نهادهای علمی، رسانهای و فرهنگی آن است که از پیامهایی اینچنین، صرفاً خوانش آیینی یا احساسی نداشته باشند، بلکه آن را بهمثابه نقشه راه برای فهم فضای فکری و گفتمانی رهبری و ادراک شرایط پیش روست.آنچه امروز بدان نیازمندیم، نه فقط یادآوری و همدردی، بلکه برنامهریزی است برای آینده.