پرونده ویژه: ادراک اجتماعی پیروزی؛ قسمت اول

جنگ ۱۲ روزه میان ایران و رژیم صهیونیستی گرچه در ظاهر پایان یافته، اما در لایه‌های عمیق‌تر، تازه مرحله حساس‌تری آغاز شده است؛ نبرد برای تصاحب «روایت نهایی» در ذهن و حافظه جامعه. اینکه مردم ایران این جنگ را چگونه تفسیر می‌کنند -پیروزی یا شکست، قدرت یا ضعف، اعتبار یا تردید- اکنون به نقطه کانونی جنگی بدل شده که ماهیتش بیش از آنکه نظامی باشد، روانی، رسانه‌ای و اجتماعی است.

مطالعات داده‌های یکی از مراکز معتبر نظرسنجی کشوری نشان می‌دهد که بیش از دو سوم جامعه ایران، این نبرد را پیروزی ایران تلقی کرده‌اند. این در حالی است که تنها نزدیک به یک سوم، اسرائیل را پیروز ماجرا دانسته‌اند. این نسبت چشم‌گیر، گویای آن است که برخلاف هیاهوی تبلیغاتی دشمن، «ادراک اجتماعی» در داخل ایران، به شکل معناداری به‌نفع نظام و نیروهای مسلح شکل گرفته است. این مسئله را باید یک «فرصت راهبردی» در مهندسی آینده روایت ملی دانست.

با همه این شرایط این میدان، خالی از نزاع نیست. روایت شکست ایران، سه خاستگاه مشخص دارد:

  • نخست، رسانه‌ها و نهادهای رسمی اسرائیل که تلاش می‌کنند با اغراق در قدرت عملیات نظامی خود، افکار عمومی جهانی را از شکست راهبردی‌شان منحرف کنند.
  • دوم، اپوزیسیون خارج‌نشین که با هدف بی‌اعتبارسازی نظام، جنگ را از اساس «بی‌فایده» و «مایه تحقیر» جلوه می‌دهند.
  • سوم، برخی جریان‌های داخلی که در بازتولید روایت‌های منفی مشارکت می‌کنند.

در مقابل این سه جریان، طیفی از نخبگان، مردم و مراکز تحلیلی قرار دارند که معتقدند ایران در این جنگ پیروز شده است. این طیف خود نیز دو شاخه است: آنان که پیروزی را صرفاً در عبور از بحران و مهار اولیه تهدید می‌دانند و آنانی که، همچون رهبر معظم انقلاب، معتقد به یک پیروزی چندلایه، پایدار و راهبردی‌اند. رهبری با صراحت گفتند رژیم صهیونیستی در این جنگ «له شد»، و افزودند که آمریکا و اروپا با تمام توان‌شان نتوانستند مانع پاسخ مقتدرانه ایران شوند.

این موضع رهبری، نه صرفاً یک ارزیابی نظامی، بلکه حاصل یک دستگاه فکری بلندمدت و تمدنی است. در این نگاه، پیروزی ایران نه در تعداد موشک‌های شلیک‌شده، که در بازیابی اراده ملی، تثبیت بازدارندگی، احیای انسجام داخلی و ارتقاء اعتبار منطقه‌ای جمهوری اسلامی معنا پیدا می‌کند. به بیان دقیق‌تر، جمهوری اسلامی در این نبرد نه تنها از یک تله امنیتی با موفقیت خارج شد، بلکه نشان داد می‌تواند در برابر یک ائتلاف منطقه‌ای – جهانی بایستد، حمله کند، هدف بزند و در عین حال ساختار کشور را از فروپاشی روانی مصون نگه دارد.

داده‌های نظرسنجی نیز این واقعیت را تأیید می‌کنند که مردم، پیروزی را تنها در بعد نظامی خلاصه نکرده‌اند. بخش مهمی از پاسخ‌دهندگان، از بازگشت اعتماد عمومی به توان نظامی کشور، از مدیریت هماهنگ و سریع نهادهای امنیتی، از پیام‌های قاطع رهبری و از نمایش وحدت ملی به‌عنوان دلایل اصلی احساس پیروزی یاد کرده‌اند. این یعنی ادراک اجتماعی از پیروزی، متکی بر «ترکیب قدرت» بوده است: هم قدرت سخت (موشک و پهپاد)، هم قدرت نرم (معنویت، وحدت و روایت).

شرایط پیش رو نیاز به یک هوشمندی دارد. جریان‌سازی رسانه‌ای دشمن تلاش می‌کند با شکست در تحمیل روایت اولیه، روایت‌های ثانویه را وارد میدان کرده‌اند:  معانی همچون جنگ بی‌دستاورد بود، ایران فقط دفاع کرد، بحران تازه آغاز شده، یا شرایط به نقطه قبل بازگشت از جمله مورد تأکید طرف مقابل است. این روایت‌ها با هدف تخلیه سرمایه روانی مردم طراحی شده‌اند تا از ماندگاری احساس پیروزی جلوگیری کنند. به‌بیان دیگر، پیروزی اگر روایت نشود، به شکست در حافظه جمعی بدل خواهد شد.

امروز، بیش از همیشه، مسئولیت نخبگان فرهنگی، رسانه‌ای و تحلیلگران راهبردی این است که اجازه ندهند پیروزی میدان در ذهن جامعه شکست بخورد. باید این حس افتخار، این اعتماد جمعی و این عزت ملی مستند، تثبیت و تقویت شود. در روزهای آینده این پرونده را بر اساس برخی از آمارها و نظرسنجی‌های داخلی و خارجی بیشتر روایت خواهیم کرد.

این مقاله را به اشتراک بگذارید