یکی از چالشهای گریبانگیر ایران امروز، مسئله «چشمانداز» در معنای فنی و کوتاهمدت آن است. این معضل، نه تنها در مذاکره، که در سیاست، اقتصاد، فرهنگ و زیست روزمره ریشه دوانده است و فقدان تصویرسازی از آیندهای نزدیک، از هر تحریم و تهدیدی ویرانگرتر است. من کاملا متوجه هستم که در یک یادداشت رسانه ای کوتاه نمی توان به صورت کامل به ابعاد چنین موضوع بزرگی پرداخت اما این یادداشت را تنها طرح مساله ای برای این موضوع حیاتی میدانم.

🔹جیمز تراسلو آدامز در «حماسه آمریکا» نشان میدهد که آمریکا پیش از یک قدرت سیاسی، یک «وعده» بود. مهاجران اروپا را ترک کردند چون در ساختارهای بسته آن، افقی برای پیشرفت نمیدیدند. آمریکا برای آنان یک آغاز تازه بود. اکنون و در مهندسی معکوس امراجتماعی، ما نیز نیازمند ترسیم رویا و چشماندازی متناسب با شرایط خود هستیم.
🔸در شرایط کنونی، گرچه وضعیت ایران برای مذاکره شفاف است، اما سناریوهای احتمالی برای جامعه ترسیم نشده است. تجربهبرجام به مردم آموخت که حتی یک توافق بزرگ نیز تصویر روشنی از فردا نمیدهد. دلار پس از برجام سقوط کرد، سپس جهش یافت. تحریمها رفت و برگشت و نهایتاً جنگ شد.
🔹ما (به معنای حاکمیت و فضای شناختی و رسانه ای سیستم) امروز گرچه از مذاکره حرف میزنیم، اما چشمانداز پس از آن را ترسیم نمیکنیم. مردم نمیدانند «پایان خوش» مذاکره چه شکلی است. رفع تحریم؟ عادیسازی روابط؟ پایان تهدید جنگی؟ هیچ تصویرجمعی روشنی وجود ندارد و حتی به نظر یکی از علل اختلاف نظرها در میدان و برخی از سطوح هم همین تفاوت هاست.
🔸در ادامه تلاش می کنم سه سناریوی مشخص با تبعات متفاوت اجتماعی، روانی و اقتصادی برای ترسیم چشم انداز را بیان کنم:
1️⃣چشمانداز اول: بازدارندگی کامل و پایان تهدید جنگهدف نهایی مذاکره در این سناریو، «توافق» نیست، «تثبیت بازدارندگی» است؛ یعنی تفهیم این واقعیت به آمریکا که ایران چنان قدرتی انباشته که گزینه نظامی از روی میز برداشته شده است. مهمترین تبعات اجتماعی این چشم انداز ریشهکن شدن بزرگترین ترس مردم (حمله لحظهای) و ایجاد آرامش روانی عمیق است اما باید توجه کنیم که اگر مذاکره به این نقطه نرسد، مردم احساس وعدههای ناتمام میکنند. لذا این چشمانداز تنها زمانی روایتپذیر است که قدرت میدانی واقعاً به درجه مورد تأیید کارشناسان نظامی رسیده باشد.
2️⃣چشمانداز دوم: فرسایش هوشمندانه تحریمها بدون توافق بزرگمذاکره به سمت توافقی همهجانبه نمیرود. هدف «شکستن تدریجی طلسم تحریمها» است. هر گام دیپلماتیک، یک تحریم کوچک را لغو میکند. این چشمانداز با تجربه روانی مردم هماهنگتر است. خبری از جهش دلار پس از بنبست نیست. اما ممکن است برای افرادی که خواهان «تسلیم آمریکا» هستند، این رویکرد نوعی عقبنشینی تاکتیکی تلقی شود و این مساله نیازمند روایتی است که «فرسایش» را نه ضعف، که «استراتژی صبورانه برای پیروزی نهایی» نشان دهد.
3️⃣چشمانداز سوم: تثبیت معیشت مستقل از مذاکرهاین سناریو بر خلاف دو مورد قبلی، به نتیجه مذاکره گره نمیخورد. هدف، خروج اقتصاد از وابستگی به اخبار مذاکره است؛ همان خطی که رهبرشهید بر آن تأکید داشتند. در این فرض مردم از دوگانگی کاذب «جنگ یا مذاکره» خارج میشوند. اما مذاکره «بیاثر» جلوه میکند و ممکن است القا شود حاکمیت به جای حل مسئله، مردم را به تحمل شرطی میکند.
🔹چشماندازهای ترسیمشده، هر چند ممکن است با واقعیت قرابت داشته باشند یا نداشته باشند، اما ضرورت ایجاد این تصویر جمعی، انکارناپذیر است. ملتها به تصویر آینده نیاز دارند. مذاکره میتواند ابزاری برای ساختن این رویا باشد، به شرط آنکه خودش تبدیل به رویا نشود.
🔻صدا و سیما و نهاد رسانه ای کشور و حتی فارغ از حاکمیت موظف به ایجاد چنین تصویرهای عملیاتی برای مردم هستند. تصویرهایی که تکلیف مردم را با آینده را تا حدودی در فضای مملو از عدم قطعیت ها روشن کند.