قیام امام حسین (ع) در سال ۶۱ هجری، یکی از شگرفترین تجلیگاههای الهیات امنیت است. در نگاه سطحی، عاشورا صحنه از دست رفتن امنیت فیزیکی یک گروه کوچک است، اما در نگاه عمیق الهیاتی، امام حسین (ع) با فدای امنیت مادی و مقطعی خود، ساختار و شالودهای از «امنیت پایدار و ابدی» را برای دین، جامعه انسانی و روان آدمیان بنا نهاد.
۱. توحیدمحوری و اتصال به منبع «أمن» مطلق
در اسلام، خداوند منبع مطلق امنیت است («المؤمن، المهیمن»). قرآن کریم صراحتاً امنیت واقعی را در گرو ایمان خالص و پیراسته از شرک و ظلم میداند:
«الَّذِینَ آمَنُوا وَلَمْ یَلْبِسُوا إِیمَانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولَئِکَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَهُمْ مُهْتَدُونَ» (الأنعام: ۸۲)
کسانى که ایمان آورده و ایمانشان را به ستم (شرک) نیامیختهاند، امنیت براى آنان است و آنان راهیافتگانند.
بزرگترین مؤلفه امنیتساز در روان و عمل امام حسین (ع) و یارانش، اتکای مطلق به خداوند بود. انسانی که به قدرت لایزال الهی متصل است، از هیچ تهدید زمینی نمیهراسد و این بالاترین سطح «امنیت روانی و وجودی» است. دعای عرفه امام حسین (ع) مانیفست این نگاه توحیدی است: «مَاذَا وَجَدَ مَنْ فَقَدَکَ وَ مَا الَّذِی فَقَدَ مَنْ وَجَدَکَ» (کسی که تو را گم کرد چه یافت، و کسی که تو را یافت چه گم کرد؟). در روز عاشورا و در اوج محاصره نظامی، آرامش امام (ع) و ذکر «رِضاً بِقَضائِکَ وَ تَسْلیمًا لِأَمْرِکَ» نشاندهنده همین امنیت درونی است که از توحید نشأت میگیرد.
۲. امر به معروف و نهی از منکر؛ امنیت اجتماعی
در نگاه اسلام، جامعهای که در برابر فساد، انحراف و ظلم بیتفاوت باشد، جامعهای ناامن است، حتی اگر در رفاه مادی غوطهور باشد. «امر به معروف و نهی از منکر» به عنوان سیستم ایمنی بدن انسان عمل میکند که در برابر ویروسهای مخرب اجتماعی و سیاسی میایستد.
«وَلْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّهٌ یَدْعُونَ إِلَى الْخَیْرِ وَیَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَأُولَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» (آل عمران: ۱۰۴)
امام حسین (ع) هدف اصلی قیام خود را نه قدرتطلبی، بلکه احیای این فریضه امنیتساز معرفی میکند. در وصیتنامه مشهور خود به محمد حنفیه میفرمایند:
«إِنّی لَمْ أَخْرُجْ أَشِرًا وَلا بَطَرًا وَلا مُفْسِدًا وَلا ظالِمًا وَإِنَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الاِْصْلاحِ فی أُمَّهِ جَدّی، أُریدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَأَنْهی عَنِ الْمُنْکَرِ…»
من از روى خودخواهى و سرمستى و فساد و ستمگرى خروج نکردم، بلکه تنها براى طلب اصلاح در امّت جدّم خروج کردم؛ مىخواهم امر به معروف و نهى از منکر کنم.
فساد دستگاه اموی که در آن تبدیل خلافت به سلطنت موروثی، بیتالمال به ثروت شخصی، و حلال خدا به حرام نمایان شده بود، امنیت هویتی و دینی جامعه اسلامی را در آستانه نابودی قرار داده بود. امام با قیام خود، این زنگ خطر را به صدا درآورد و امنیت اعتقادی امت را تضمین کرد.
۳. نفی استبداد؛ پیششرط امنیت عادلانه
امنیت در سایه ظلم، امنیت گورستانی است. در فقه سیاسی و الهیات شیعه، حاکم ظالم منشأ ناامنی است. قرآن کریم هشدار میدهد که تکیه بر ستمگران، موجب نابودی و عذاب است:
«وَلَا تَرْکَنُوا إِلَى الَّذِینَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّکُمُ النَّارُ…» (هود: ۱۱۳)
و به کسانى که ستم کردهاند متمایل نشوید (و تکیه نکنید) که آتش [دوزخ] به شما مىرسد.
امام حسین (ع) تسلیم شدن در برابر حاکم جائری چون یزید را مساوی با نابودی اسلام میدانست: «وَ عَلَی الاِسْلامِ، اَلسَّلامُ اِذ قَدْ بُلِیَتِ الاُمَّهُ بِراع مِثْلَ یَزیدَ». سکوت در برابر ظلم، شاید امنیت فیزیکی کوتاهمدتی به همراه داشته باشد، اما در درازمدت شالودههای تمدنی و اخلاقی یک جامعه را متلاشی میکند. قیام سیدالشهدا (ع) نشان داد که برای رسیدن به «امنیت عادلانه»، گاهی باید هزینه داد و با کانونهای ناامنی (ظالمان) مبارزه کرد.
۴. کرامت انسانی و عزتمندی (نفی ذلت)
یکی از مهمترین ارکان الهیات امنیت، «امنیت هویتی و روانی» انسان است. انسانِ تحقیرشده و ذلیل، فاقد امنیت وجودی است. قرآن کریم عزت را منحصراً از آنِ خدا، پیامبر و مؤمنان میداند:
«…وَلِلَّهِ الْعِزَّهُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِینَ وَلَکِنَّ الْمُنَافِقِینَ لَا یَعْلَمُونَ» (المنافقون: ۸)
دستگاه خلافت اموی با ترویج جبرگرایی و ارعاب، شخصیت و کرامت مسلمانان را خرد کرده بود. عاشورا رستاخیز بازیابی کرامت انسان بود. جمله تاریخی و جاودان امام حسین (ع) که فرمودند:
«أَلا وَإِنَّ الدَّعِیَّ ابْنَ الدَّعِیِّ قَدْ رَکَزَ بَیْنَ اثْنَتَیْنِ: بَیْنَ السِّلَّهِ وَ الذِّلَّهِ، وَ هَیْهاتَ مِنَّا الذِّلَّهُ…»
آگاه باشید که زنازاده پسر زنازاده (ابن زیاد)، مرا بین دو چیز مخیّر کرده است: بین شمشیر (کشته شدن) و ذلّت؛ و هیهات که ما ذلّت را بپذیریم.
این رویکرد نشان میدهد که «حیاتِ با ذلت»، در واقع ناامنی مطلق است و «مرگِ با عزت»، رسیدن به ساحل امن الهی است. این مؤلفه، تا به امروز الهامبخش تمامی جنبشهای رهاییبخش جهان در برابر استعمار و استبداد بوده است.
۵. شهادتطلبی به عنوان تضمین بقا
در دستگاه محاسباتی مادی، مرگ نقطه پایان امنیت و نابودی مطلق است. به همین دلیل، طاغوتها با حربه «ترس از مرگ» مردم را به اسارت میکشند و امنیت دیکتاتوری خود را تأمین میکنند. اما در الهیات امنیت، مرگ در راه خدا (شهادت)، نه تنها ناامنی نیست، بلکه گذار به امنیت ابدی و جاودانگی است. «وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ» (آل عمران: ۱۶۹)
امام حسین (ع) در خطبهای پیش از حرکت به سوی کربلا فرمودند:
«خُطَّ الْمَوْتُ عَلى وُلْدِ آدَمَ مَخَطَّ الْقِلادَهِ عَلى جِیدِ الْفَتاهِ…»
مرگ بر فرزندان آدم، همانند گردنبند بر گردن دختران جوان نوشته (و زینت) شده است.
وقتی انسان از مرگ نترسید و آن را پلی به سوی معبود دانست («صَبْراً بَنِی الْکِرَامِ فَمَا الْمَوْتُ إِلَّا قَنْطَرَهٌ…»)، سلاح تهدید از دست دشمن خارج میشود. این فرهنگ شهادتطلبی، بالاترین سطح از «بازدارندگی» را برای جامعه اسلامی ایجاد میکند که خود بزرگترین مؤلفه تولید امنیت در برابر دشمنان خارجی و داخلی است.
۶. ولایتمداری؛ محور انسجام و امنیت ساختاری
در اندیشه اسلامی، امنیت جامعه بدون یک محور مشروع و الهی (ولایت) محقق نمیشود. پراکندگی و فقدان رهبر صالح، جامعه را طعمه گرگهای سیاسی میکند.
«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ…» (النساء: ۵۹)
امام حسین (ع) تجلی «ولیّ الله» و محور حق بود. یاران ایشان با درک عمیق از مفهوم ولایت، امنیت فردی خود را فدای ولیّ زمان کردند، زیرا میدانستند امنیت و بقای دین در گرو حفظ جایگاه امامت و ولایت است. وفاداری بینظیر اصحاب در شب عاشورا، نشاندهنده یک الگوی کامل از جامعهای است که حول محور ولایت، به چنان انسجام و یکپارچگی دست یافته که هیچ تهدید روانی و نظامی قادر به گسستن آن نیست.
کلام آخر
با بررسی قیام عاشورا، درمییابیم که امام حسین (ع) یک «معماری نوین امنیتی» برای بشریت ارائه کرد. در این هندسه الهی، امنیتِ حقیقی از مجرای توحید، ظلمستیزی، حفظ کرامت انسانی، امر به معروف و فداکاری در راه حق میگذرد. خونهای ریخته شده در کربلا، اگرچه در ظاهر نشاندهنده اوج ناامنی فیزیکی در آن دهم محرم بود، اما به فرموده حضرت زینب (س) «ما رایت الا جمیلا»، این فداکاری تبدیل به لنگرگاهِ امنیت هویتی، اخلاقی و دینیِ مسلمانان و آزادگان جهان در طول تاریخ گردید. قیام حسینی ثابت کرد که گاهی برای رسیدن به «امنیت پایدار» مکتب و جامعه، باید «امنیت فردی» را در قربانگاه عشق الهی ذبح کرد.