ارتقای نظام اطلاعرسانی در شرایط جنگی
در شرایط جنگ، تقاضای مردم برای دسترسی به اطلاعات صحیح و اخبار واقعی، نه یک انتخاب، بلکه نیازی غریزی و حیاتی برای افراد است. ناتوانی در مدیریت جریان اطلاعات، خلاءهای شناختی ایجاد میکند که بهسرعت با «شایعاتی» همچون شایعه پذیرش تمدید آتشبس از سوی ایران، «اضطراب جمعی» و «رفتارهای غیرمنطقی» پر میشوند. این وضعیت به ویژه در شرایط جنگی، نه تنها امنیت روانی مردم را هدف قرار میدهد، بلکه پیامدهای عینی داشته، انسجام و اعتماد عمومی را فرسایش میدهد و حتی در شرایط بمباران، کارکرد ساختارهای امدادرسان را مختل میسازد. برای گذار از انفعال به کنش هوشمندانه، نیازمند بازطراحی معماری اطلاعرسانی در شرایط جنگی هستیم. این گزارش راهکارهایی را برای تبدیل بحران اطلاعرسانی به فرصتی جهت تقویت پدافند عمومی و استمرار جریان حیات اجتماعی ارائه میدهد.
چالش اصلی در مدیریت اطلاعرسانی، برقراری توازن میان «نیاز جامعه به آگاهی و اطلاعات صحیح» و «الزامات حفاظتی یا امنیتی» است. رویکرد فعلی که اغلب بر الزامات حفاظتی و ایجاد خلأ خبری یا تأخیر اطلاعرسانی استوار است، نهتنها مسئله را حل نکرده، بلکه بستری برای جولان شایعات و رعبافکنی دشمن فراهم میآورد. برخی پیامدهای آن عبارتند از:
۱. هرجومرج میدانی: ازدحام غیرضروری در معابر و پیامدهای آن همچون اخلال در لجستیک نیروهای امدادی.
۲. فرسایش بنیه روانی: تحمیل اضطراب مزمن و ترس مفرط به جامعه به دلیل عدم اطمینان و آگاهی از وضعیت محیط پیرامونی.
۳. بارگذاری بیش از حد بر زیرساختها: فشار بیرویه بر شبکههای مخابراتی برای کسب خبر در اثر تماسهای مکرر مردم.
مطالعات حوزه روانشناسی اجتماعی در جنگ (مانند مدلهای موجود در حوزه تابآوری) نشان میدهد که «ابهام» بسیار مخربتر از «واقعیتِ تلخ اما شفاف» است. لذا فقدان سامانههای اطلاعرسانی سریع و مورد اعتماد، سیستمهای هشدار سریع بحران و پروتکلهای مدیریت پسابحران، جامعه را در وضعیت ناپایداری قرار داده که نیازمند مداخله سیاستی عاجل است.

قطعاً اطلاعرسانی در شرایط جنگی مستلزم وجود قواعد امنیتی و حفاظتی مشخص است؛ زیرا در برخی موارد سرعت و گستردگی پوشش خبری خودش میتواند اطلاعات مورد نیاز دشمن را فراهم آورد یا اضطراب و تنش روانی را تشدید کند؛ اما نادیده گرفتن چنین اطلاعرسانیهایی تبعات مخربی دارد و حتی میتواند منجر به فروپاشی روانی بخشی از جامعه شود. به عنوان مثال در دوران دفاع مقدس، قبل از ورود هواپیمای جنگی دشمن، آژیرهای هشدار وجود داشت که باعث میشد افراد، تمام اوقات روز در شرایط اضطراب و تنش روانی نباشند و اطمینان خاطر نسبی وجود داشته باشد. در جنگ رمضان، عمده بار اطلاعرسانی بر عهده خبرگزاریها (که عمده اخبار، کلّی یا همراه با تأخیر بودند) و سیستم پیامکی (صرفاً اخبار کلان و با تأخیرهای بسیار زیاد در حد یک روز) بود و گاهی شایعههایی ایجاد میشد مبنی بر تخلیه یک محله یا شهر که به زودی هدف قرار خواهد گرفت و یا اینکه درمورد آثار زیانبار موشکباران دشمن بر سلامتی مردم شایعاتی منتشر میشد اما پاسخ مقامات رسمیِ محلی آنقدر با تأخیر منتشر میشد که عملاً بیفایده بود.
بنابراین ارتقای نظام اطلاعرسانی در شرایط جنگی به ویژه در حوزههای حیاتی (همچون مذاکره، پدافند، سلامت، ارزاق و کالاهای اساسی) و با رویکرد ایجاد آرامش و اطمینانبخشی به مردم در کنار اطلاعرسانی به موقع، از نیازمندیهای فوری نظام اطلاعرسانی کشور از سطح روستاها تا کلانشهرها است.
پیشنهادات اجرایی
۱) نگاشت نهادی و تعیین متولیان مشخص:
- در حوزه رسانه و اطلاعرسانی در کشور، آشفتگی نهادی وجود دارد. دستگاههای مختلفی خود را متولی عرصه رسانه میدانند و بر سر افزایش اختیارات خود چانهزنی میکنند؛ اما به هنگام بروز نواقص، مسئول و پاسخگو نیستند و تعدد آنها و عدم نگاشت نهادی و تفکیک وظایف مشخص از طریق اسناد حقوقی و قانونی باعث شده که نتوان آنها را به دلیل ضعف عملکرد یا ترک فعل پاسخگو کرد. ضروری است ضمن تدقیق وظایف از طریق متون قانونی، جرمانگاریهای مربوطه نیز انجام شود.
۲) استقرار سامانه هشدار چندلایه:
- تلفیق هشدارهای سنتی و دیجیتال: بهرهگیری از آژیرهای شهری (برای اطلاعرسانی سریع) در کنار اپلیکیشنهای هوشمند هشداردهی منطقهمحور میتواند کمککننده باشد. این سامانه باید متضمن تفکیک «اعلام وضعیت خطر» و «اعلام پایان وضعیت خطر» برای کاهش اضطراب مزمن باشد.
- یکپارچهسازی و هماهنگی اطلاعرسانی: اتصال همزمان سامانه هشدار به اپراتورهای موبایل، رسانههای ملی و محلی و شبکههای اجتماعی رسمی نیز از دیگر ضروریات در این عرصه است.
۳) مدیریت ارتباطات و خنثیسازی شایعات:
- وجود نهاد مرجع پاسخگویی و ضوابط قانونی اطلاعرسانی: مسئولسازی یا ایجاد نهاد تخصصی «ارتباطات بحران» با اختیار انتشار سریع اخبار موثق و تأییدشده در سطح شهرستانهای کشور نیز از موارد مورد نیاز است. سرعت در ارائه اطلاعات اولیه، اصلیترین متغیر در مدیریت شایعات است. همچنین تدوین پروتکلهای کیفری برای محدودسازی انتشار تصاویر محل اصابت (تا زمان اجازه نهادهای امنیتی) جهت حفظ امنیت در کنار اطلاعرسانی کلّی توسط نهاد مذکور در سریعترین زمان ممکن لازم است. در جنگ رمضان، سازمان صداوسیما تا حدی توانست این نقش را در شهر تهران انجام دهد که نیازمند بهسازی و توسعه در سطح کشور است.
۴) پروتکلهای مدیریت خدمات شهری و امداد:
- همکاری با شرکتهای مسیریاب: ایجاد دسترسی مستقیم برای شهرداریها و پلیس راهنمایی و رانندگی جهت بهروزرسانی آنی نقشههای شهری، مسدودسازی مسیرهای بحرانی و هدایت ترافیک به مسیرهای ایمن، بدون افشای دقیق محل اصابت.
- اطلاعرسانی کلّی درمورد وضعیت زیرساخت: ارائه گزارش به موقع از پایداری آب، برق و سایر خدمات شهری از طریق شبکههای اطلاعرسانی رسمی برای پیشگیری از وحشت عمومی نیز مورد نیاز است که درمورد شهر تهران انجام شده و لازم است درمورد سایر شهرهای کشور مورد توجه باشد.
۵) آموزش عمومی و ارتقای سواد بحران:
- توانمندسازی جامعه برای مواجهه با اخبار جعلی و آموزش رفتارهای صحیح هنگام شنیدن هشدارها در این محور قرار میگیرد. تکیه بر مشارکت فعال مردم در جریان جنگ، نیازمند «آگاهیبخشی مدیریتشده» است تا مردم به جای کنشگران بیاطلاع یا هراسان، بیش از پیش به بازوانِ پدافندی کشور تبدیل شوند.