امکان‌سنجی تحقق اهداف چین در خلیج فارس و پیامدهای سیاسی و امنیتی آن بر جمهوری اسلامی ایران

قدرت‌های بزرگ در سال‌های اخیر با انتشار اسناد راهبردی خود نشان داده‌اند که به‌دنبال تثبیت موقعیت خود در مناطق حیاتی هستند و به نظر می‌رسد دور جدیدی از بازی قدرت‌های بزرگ آغاز شده است. برای نمونه، هم در راهبرد امنیت ملی آمریکا و هم راهبرد دفاع ملی این کشور در دوره ریاست جمهوری ترامپ (۲۰۱۷)، و هم در راهبرد امنیت ملی دولت بایدن (۲۰۲۲) مفهوم رقابت راهبردی مورد تاکید قرار گرفته بود که در واقع به معنای عصر جدیدی از رقابت بین‌دولتی است که ویژگی آن رقابت‌های نظامی، اقتصادی و سیاسی فزاینده است.

مسکو نیز در سه دهه اخیر همواره به‌دنبال آن بوده است که به مثابه یک قدرت بزرگ شناخته شود و به‌دنبال اعاده منزلت قدرت بزرگ خود و ایجاد حوزه‌های نفوذ در نزدیکی مرزهای خود است. در سند جدید مفهوم سیاست خارجی روسیه (۲۰۲۳) با توجه به تنش میان روسیه و غرب، توجه خاصی به خاورمیانه و خلیج فارس شده است. این سند بیانگر آن است که حضور روسیه در خلیج فارس پررنگ‌تر از قبل خواهد شد و البته سیاست روسیه در منطقه، ایجاد توازن در منطقه و میان کشورهای این منطقه است.

جنگ اوکراین و بالا رفتن اهمیت خلیج فارس به‌عنوان مهم‌ترین منبع جایگزین روسیه برای تأمین انرژی اروپا را فوری‌ترین و مهم‌ترین دلیل گرایش اتحادیه اروپا به انعقاد مشارکت راهبردی با شورای همکاری خلیج فارس بود. در همین راستا، اتحادیه اروپا۲۰ ژوئن ۲۰۲۲ قرارداد شراکت راهبردی را با شورای همکاری خلیج فارس به امضا رساند تا بدین ترتیب بتواند به مقابله با چالش‌های نفوذ چین در خلیج فارس بپردازد. بریتانیا نیز پس از برگزیت در چارچوب «بریتانیای جهانی» درصدد افزایش نقش خود در خلیج فارس برآمده است. افزون بر قدرت‌های بزرگ، برخی دیگر از قدرت‌های متوسط از جمله هند، ژاپن و کره جنوبی نیز در سال‌های اخیر روابط خود با کشورهای خلیج فارس را گسترش داده‌اند و به‌دنبال افزایش نفوذ خود در این منطقه هستند.

در این میان، چین به‌دنبال معرفی خود به‌عنوان یک نیروی حامی صلح در سطح جهان است. در نگاه رهبران چین، این کشور در رقابت دائمی با سایر قدرت‌های بزرگ است. چین پس از چهار دهه بازسازی اقتصادی توانست حضور اقتصادی خود در خلیج فارس را افزایش دهد و در طیف گسترده‌ای از زیرساخت‌ها تا انرژی و پروژه‌های زیرساختی حضور داشته باشد؛ حضوری که هم در بخش «چشم‌انداز و اقدام» کمربند و راه و هم در سیاست نامه عرب[۱] به صراحت بیان شده است. توصیف نظری دقیق برای رویکرد چین در منطقه، مصون‌سازی راهبردی است. مصون‌سازی راهبردی رهیافتی برای یک قدرت سطح و رده دوم است که می‌خواهد بدون بر هم زدن وضعیت موجود، حضور منطقه‌ای خود را توسعه دهد. این وضعیت بازتاب‌دهنده رویکرد چین به منطقه است که در آنجا روابط خود را با تمام کشورها توسعه داده است که عمدتا مبتنی بر منافع اقتصادی به‌عنوان ابزاری برای ایجاد حضور مثبت از خود نیز بوده است.

روابط چین و کشورهای خلیج فارس در چند عرصه گسترش یافته است. برای نمونه در حوزه اقتصادی، در سال‌های اخیر روابط میان چین و کشورهای خلیج فارس افزایش چشمگیری داشته و پکن به شریک تجاری اصلی بیشتر کشورهای منطقه تبدیل شده است. عرصه دیگر، همکاری در حوزه فناوری است. در واقع، همگام با اولویت‌های سیاست خارجی چین، تمرکز از پروژه‌های زیرساختی سخت به زیرساخت‌های دیجیتال، فناوری‌های نوین و رویکرد آفندی دیپلماتیک برای ترویج هنجارها و روایت‌های چین در سرتاسر جهان تغییر یافته است. روابط امنیتی و نظامی میان چین با کشورهای خلیج فارس نیز در کنار روابط اقتصادی افزایش یافته و به نوعی رویکرد محافظه‌کارانه سنتی چین در قبال خاورمیانه تا حدی کنار گذاشته شده است. این پژوهش درصدد پاسخ به این پرسش است که «اهداف چین در خلیج فارس در چه سطح و میزانی قابل تحقق است و چه پیامدهای سیاسی و امنیتی بر ایران دارد؟»

روش و ابزار گردآوری اطلاعات در این پژوهش، توزیع پرسشنامه، انجام مصاحبه، مطالعه اسناد و منابع کتابخانه‌ای، جامعه آماری و روش نمونه‌گیری آن نیز کارشناسان، خبرگان و متخصصان داخلی و خارجی است. همچنین در روش تحلیل اطلاعات نیز، از نرم‌افزار مکتور استفاده شده است. در واقع، نرم‌افزار مکتور یک ابزار تحلیلی است که به پژوهشگر این امکان را می‌دهد که داده‌های جمع‌آوری شده از کارشناسان را به شکل مناسب‌تری پردازش و ارزش افزوده بیشتری از اطلاعات موجود دریافت و آن‌ها را در قالب جدول و نمودار بصری و قابل‌فهم‌تر به مخاطبان ارائه دهد.

 

[۱]. Arab Policy Paper

این مقاله را به اشتراک بگذارید