لبنان در آستانه انتخابات پارلمانی می ۲۰۲۶ شرایط خاصی را تجربه میکند. پرونده خلع سلاح حزبالله و پرونده آتشبس غزه به طور کامل بر انتخابات مذکور سایه انداخته است. انتخابات مذکور از آن جهت حائز اهمیت است که مطابق اغلب گزارشها و تحلیلها، تلاش بر این است که از طریق تغییر موازنه سیاسی داخلی لبنان، شیعیان به عنصری حاشیهای و فاقد توان نفوذ و تأثیرگذاری بر روندهای سیاسی تبدیل شوند. سمیر جعجع، رهبر قوات لبنانی، اولین کسی بود که وضعیت آمادهباش اعلام کرد و از دستگاه سیاسی خود خواست تا با توجه به اهداف ترسیمشده و چالشهای پیشرو در انتخابات آینده، تلاش خود را با سازماندهی کنند. او بزرگترین بلوک پارلمانی و بزرگترین بلوک مسیحی را در اختیار دارد و بهدنبال حفظ جایگاه خود و بهطور همزمان بر هم زدن موازنه قوای سیاسی خواهد بود. بر کسی پوشیده نیست که نبرد اصلی او تلاشی برای تضعیف موقعیت پارلمانی دو حزب شیعه (امل و حزبالله) و موقعیت برتر نمایندگان شیعه در مناطق بعبدا و جبیل و همچنین در بعلبک-هرمل خواهد بود. وی معتقد است که تحولات خیابانی در مناطق شیعینشین و بهطور کلی لبنان که از سپتامبر ۲۰۲۴ کشور را تحت تأثیر قرار داده، امکان تغییر در توازن پارلمانی را فراهم میکند.
علاوه بر این، نبرد جدیدی در عرصه سیاسی لبنان با عنوان «رأیگیری مهاجران» تنها چند ماه قبل از انتخابات پارلمانی مه ۲۰۲۶ در حال وقوع است. این موضوع، به ویژه با توجه به گسترش اختلافات و آغاز روند فلج کردن جلسات پارلمان منجر به خروج نمایندگان حزب قوات لبنانی (به رهبری سمیر جعجع)، حزب کتائب (به رهبری نماینده سامی جمیل)، حزب تغییر و تعدادی از نمایندگان مستقل، سؤالات جدی را در مورد احتمال تعویق انتخابات مطرح کرده است. در اینجا تلاش معارضان مقاومت بر آن است که در راستای تغییر نظم سیاسی طائف، اساسنامه و منشور انتخابات مورد بازنگری قرار گیرد. احزاب مخالف خواستار لغو مادهای هستند که تعداد نمایندگان مهاجران در تمام قارهها را به شش کرسی محدود میکند و خواهان آناند که مهاجران نیز مانند اتباع ساکن لبنان در حوزه انتخابیه خود به ۱۲۸ نماینده رأی دهند. این در حالی است که جنبش امل، حزبالله و جنبش میهنی آزاد بر حفظ فرمول فعلی که آرای مهاجران را به تنها شش کرسی محدود میکند، اصرار دارند. تلاشهایی برای به تعویق انداختن انتخابات می ۲۰۲۶ از سوی احزاب معارض مقاومت در حال انجام است که منجر به ایجاد گسست سیاسی در کشور و بحران اجرای قانون اساسی در لبنان خواهد شد.
سناریوی حداکثری علاوه بر تأکید بر اجرای کامل پروژه خلع سلاح، حذف حزبالله از روندهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی را بهعنوان اولویتی راهبردی دنبال میکند. برخی منابع حتی از امکان قمار سیاسی واشنگتن به شکل برهم زدن توافق طائف و انتصاب رئیس پارلمان از میان نامزدهای غیرشیعی سخن گفتهاند. این امر نیز میتواند مقدمه تغییری جدی در روندهای سیاسی لبنان باشد. در نقطه مقابل، انتخابات پارلمانی ۲۰۲۶ میتواند به صحنه بازسازی و ترمیم نفوذ سیاسی حزبالله در لبنان تبدیل شود. چنین تحولی میتواند موازنه سیاسی در صحنه داخلی لبنان را تغییر داده و پرونده خلع سلاح را از ریل کنونی آن خارج سازد. تجربه تاریخی نشان داده که حزبالله مهارت خاصی در تبدیل تهدیدات به فرصتهای راهبردی داشته و از دل ویرانههای جنگ، قدرت نرم خود را بازتولید نموده و از جلوههای جدیدی از نفوذ اجتماعی رونمایی میکند. بهعنوان نمونه، اخراج رژیم صهیونیستی از لبنان در سال ۲۰۰۰ پس از ۱۲ سال اشغالگری، محبوبیت حزبالله و مقاومت اسلامی در لبنان را تقویت کرد.
در شرایط کنونی نیز با بهرهگیری از تجارب گذشته، همچنین تحلیل و ارزیابی وضعیت موجود بهموازات نگاه به جلو میتوان راهکارهای مناسبی را برای گذار از پازل طراحیشده طرف مقابل ارائه کرد. اما آنچه اهمیت دارد، احصاء سناریوهای انتخابات پارلمانی لبنان و انطباق کنشگری سیاسی حزبالله با الزامات و اقتضائات محیطی جدید است. در همین ارتباط پژوهش حاضر در تلاش است تا سناریوهای انتخابات پارلمانی لبنان در افق ۲۰۲۶ لبنان را احصاء نموده و گزینههای محتمل و مطلوب کنشگری سیاسی حزبالله در شرایط جدید را ارائه دهد. براین مبنا، پرسش اصلی طرح پژوهشی حاضر این است که با توجه به سناریوهای انتخابات پارلمانی لبنان در افق ۲۰۲۶، کنشگری سیاسی حزبالله چگونه باید باشد؟ در این ارتباط، باید به سه سؤال فرعی زیر نیز پاسخ داد؛ پیشرانهای مهم و دارای عدم قطعیت در انتخابات پارلمانی ۲۰۲۶ لبنان کداماند؟ سناریوهای انتخابات پارلمانی ۲۰۲۶ لبنان کداماند؟ و نهایتاً اینکه مواجهه حزبالله با هر سناریو باید چگونه باشد؟ (محتمل و مطلوب).
پژوهش حاضر از نظر نوع تحقیق، کاربردی و از نظر ماهیت و روش تحقیق نیز مبتنی بر روشهای آیندهپژوهی است. جامعه آماری این پژوهش ۳۰ نفر از صاحبنظران، کارشناسان و تحلیلگران حوزه لبنان و مسائل غرب آسیا را بر میگیرد. این جامعه شامل اعضای هیئتعلمی دانشگاهها، پژوهشگران مؤسسات مطالعات راهبردی، دیپلماتهای پیشین و کارشناسان ارشد مرتبط با سیاست خارجی و امنیت منطقهای و بهویژه افراد مرتبط با پرونده حزبالله میباشد که به صورت مستقیم یا غیرمستقیم با این موضوع ارتباط داشتهاند. در این پژوهش از روش نمونهگیری هدفمند از نوع تخصصمحور استفاده میشود.
برای تجزیه و تحلیل یافتهها از شیوه سناریو ویزارد استفاده میشود. سناریو ویزارد شیوهای مناسب برای پردازش دادههای کیفی بهدست آمده از مصاحبههای شبکه نخبگانی پژوهش است. در این روش، ابتدا عوامل تأثیرگذار بر انتخابات پارلمانی لبنان بررسی و پیشرانها و عوامل مؤثر در این زمینه از طریق مطالعات کتابخانهای شناسایی میگردد. در گام بعدی، با رجوع به نظرات کارشناسان و خبرگان، عواملی که دارای بیشترین اهمیت و عدم قطعیت باشند، احصاء میشود. با تشکیل پنل خبرگان ماتریس وزندهی شده و نهایتاً با بررسی سناریوها با ناسازگاری صفر و یک، سناریوهای محتمل تدوین میشود. از این طریق میتوان دیدگاههای تمامی کنشگران فعال در حوزه سیاسی لبنان را مدنظر قرار داد و با در نظر گرفتن سایر متغیرهای دخیل در این زمینه، تصویری جامع از وضعیت کنونی لبنان ارائه کرد. بهعلاوه از این طریق برای هر سناریو، راهکارهای مقتضی و بهینه نیز ارائه داد.