پارادوکس نوسازی اقتصادی و گسل‌های هویتی در عربستان سعودی

عربستان سعودی در نبرد سال ۲۰۲۶ با کسب امتیاز ۷۰.۹ در شاخص ایمنی جهانی وِکوور، جایگاه سوم را در میان کشورهای منطقه و خلیج فارس به خود اختصاص داد. این کشور در شاخص تاب‌آوری اجتماعی آلاینتس امتیاز ۵۴ را ثبت کرد که دقیقاً هم‌سطح میانگین منطقه‌ای بود. تحلیل داده‌های حکمرانی پادشاهی سعودی نشان می‌دهد که امتیاز اثربخشی دولت ۸۵.۶، کیفیت مقررات ۷۹.۴ و شاخص اعتماد نهادی آن ۷۶ درصد بوده است.

 

لنگرگاه اصلی حاکمیت برای حفظ تاب‌آوری اجتماعی در بحران، تکیه بر برنامه‌های تحولی چشم‌انداز ۲۰۳۰ بود. دولت سعودی با بازتعریف هویت ملی بر پایه «ملی‌گرایی نوین سعودی» به جای وفاداری‌های سنتی قبیله‌ای و فرقه‌ای، توانست نوعی انسجام مدنی پدید آورد. همچنین پوشش حمایتی ۶۵ درصدی شهروندان از طریق طرح‌های رفاهی نقدی و کالایی، مانع از تبدیل نارضایتی‌های معیشتی به آشوب‌های خیابانی در حین جنگ شد و ذخایر مالی عظیم در کنار تیم‌های واکنش سریع لجیستیکی، شوک‌های فیزیکی اولیه را مهار کردند.

با وجود این گام‌های بلند در بازسازی ساختاری، عربستان سعودی همچنان با پارادوکس‌ها و چالش‌های جدی دست‌وپنجه نرم می‌کند که پایداری بلندمدت آن را مشروط می‌سازد. وابستگی عمیق بودجه به درآمدهای نفتی (علیرغم تلاش برای توسعه گردشگری و فناوری) همچنان یک نقطه ضعف بزرگ در تکانه‌های اقتصادی جنگ است. علاوه بر این، گسل‌های هویتی- فرقه‌ای پنهان، به‌ویژه در مناطق ژئوپلیتیک استراتژیک مانند استان شرقی، تحت فشار بحران‌های بیرونی مستعد فعال شدن هستند.

تمرکز بالای زیرساخت‌های حیاتی انرژی در سواحل، این کشور را در برابر حملات پهپادی و موشکی نامتقارن بسیار آسیب‌پذیر کرده است. از جنبه شناختی، انسداد شدید فضای مشارکت مدنی مستقل و اصرار بر رویکرد امنیتی-سلبی به فضای رسانه‌ای، خطر پدیده «تمرکز خطا» (خطای ادراکی تصمیم‌گیران به دلیل حذف بازخورد جامعه) را به شدت افزایش داده و می‌تواند به بروز انفجاری و پیش‌بینی‌نشده نارضایتی‌های تجمعی منجر شود.

تاب‌آوری اجتماعی در عربستان سعودی یک پروژه در حال تکامل اما شکننده است که موفقیت نهایی آن به توانایی نظام در تعادل‌بخشی میان اقتدارگرایی سیاسی، نوسازی فرهنگی و اعتمادسازی ارگانیک بستگی دارد.

 

این مقاله را به اشتراک بگذارید