الزامات راهبردی حفظ همبستگی اجتماعی در پساجنگ

مقدمه

جنگ با ایجاد احساس تهدید وجودی، به شکل‌گیری همبستگی ملی و کاهش گسست‌های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی انجامید؛ همبستگی‌ای که در راهپیمایی‌ها، تجمعات شبانه، کمک‌های مردمی و شبکه‌های داوطلبانه تثبیت شد. این وضعیت توانست شکاف‌های هویتی را تا حدی زیر سایه دفاع از میهن قرار دهد و سطحی از پیوند اجتماعی را حفظ کند.

در دوران پساجنگ هم مسئله اصلی، نگه‌داشتن همین انسجام و جلوگیری از فرسایش آن است. پرسش محوری متن این است که با چه اقداماتی می‌توان این همبستگی اجتماعی و پیوند مستحکم میان جامعه و نظام را حفظ کرد.

تحلیل وضعیت

از منظر جامعه‌شناسی سیاسی ایران، بی‌تردید می‌توان همبستگی ایجادشده در جامعه، به واسطه حضور مردم در میدان‌ها و تجمعات را پدیده‌ای نادر عنوان نمود. پدیده‌ای که فراتر از خط‌مشی‌های سیاسی، قومی و مذهبی در ایران متبلور شد و توانست به نوعی ورق جنگ را برگرداند به گونه‌ای که طبق دیدگاه مقام معظم رهبری و بسیاری از کارشناسان، این قوای مردمی و حضور میدانی آن‌ها، رمز پیروزی ایران در جنگ فرسایشی و عامل عقب‌نشینی دشمنان و درخواست و اعلام آتش‌بس بوده است. با وجود این می‌توان نقاط ضعف در وضعیت فعلی جامعه ایران در شرایط پساجنگ را چنین تحلیل نمود:

فقدان روایت پیروزی: پیروزی نیاز به روایت دارد. صدا و سیما و نهادهای مختلف رسانه ای رسمی و غیر رسمی تاکنون تلاش های گسترده ای برای این روایت داشته اند اما این روایت باید با سبک های جدید امتداد یابد. هرگونه سکوتی از سوی مسئولین و متولیان و تبیین آتش بس می تواند فضا را شکننده کند. در شرایط فعلی رسانه‌های معاند در حال ترویج روایت جایگزین آتش‌بس از موضع ضعف و هزینه‌های بی‌دستاورد هستند.

تورم و گرانی: در این روزها شاهد گرانی، تورم و افول اقتصادی هستیم در حالیکه ادراک عمومی بر این پایه است که مقاومت و همبستگی مردمی، شامل متولیان و مسئولان نظام نیز می‌شود و انتظار دارند که با آتش‌بس و دوران پساجنگ، شاهد گشایش اقتصادی نیز باشند اما وضعیت فعلی خلاف این انتظار را نشان می‌دهد که می‌تواند نارضایتی را افزایش دهد.

کنترل هیجانات: با رسیدن دوران پساجنگ و کاهش سطح هیجانات، به نظر می‌رسد اگر جایگزین مناسبی همچون پیشرفت اقتصادی، بازسازی روانی جامعه، کاهش شکاف‌های هویتی و … صورت نگیرد احتمالاً شاهد حرکت خشم سرکوب‌شده به سمت خشونت داخلی و قطب‌بندی درون‌گروهی باشیم.

 

جمع‌بندی و پیشنهادهای راهبردی

در این شرایط بهترین راهبرد، گفتمان‌سازی سیاسی- اجتماعی با هدف جامعه‌پذیری سیاسی مردم و مسئولان است که نتیجه آن کاهش برخی از شکاف ها می‌باشد که ماهیت آن، در ایجاد رضایت‌مندی و شفافیت هوشمندانه (مهم‌ترین مؤلفه کارآمدی نظام) خواهد بود. در ذیل به اهم راهکارهای کلان و خرد در تحقق شاخص‌های این راهبرد اشاره می‌شود:

۱- حل برخی مشکلات ملموس خدماتی و زودبازده با ایجاد کمیته همکاری بین بخشی؛

۲-نهادینه‌سازی مشارکت مدنی از خیابان به ساختار با هدف تبدیل انرژی پراکنده تجمعات شبانه به نهادهای مدنی پایدار و شفاف با شیوه‌های گوناگون همچون شناسایی رهبران طبیعی تجمعات و آموزش و توانمندسازی آن‌ها برای تبدیل شدن به ناظران و مدیران محلی در پروژه‌های بازسازی

۳-ایجاد شبکه راهبرد گفتمان در رسانه ملی با محوریت منافع ملی با هدف ایجاد گفتمان در جامعه، جهاد تبیین، دعوت از سلایق مختلف در چارچوبی مشخص

۴-تغییر گفتمان رسانه‌ای از مقاومت و جنگ به ساختن و آبادانی با برگزاری مراسم‌های نمادین مشارکت‌محور و روایت‌سازی شعارهای جدید

۵-طراحی نقشه عدالت خدمات پایه همچون ۱- برنامه ۱۸ ماهه کاهش ناترازی انرژی؛ ۲- حل‌وفصل سریع مطالبات صنفی با تشکیل میزهای ۳۰ روزه

۶-شفافیت فرآیندها، تصمیمات و اقدامات اداری (غیر از موارد طبقه‌بندی‌شده) با پاسخگو نمودن و لزوم ارائه گزارش‌ها از سوی نهادها و مدیران در صورت درخواست مردم، خبرنگاران و نهادهای ناظر با هدف احیای اعتماد مردم به کارآمدی نظام در دوران پساجنگ

۷-زمینه‌سازی شناخت، تعمیق و تعلق‌خاطر دانش آموزان و دانشجویان نسبت به هویت و انسجام ملی از طریق تاریخ‌نگاری جنگ و به‌کارگیری آن در مدارس و دانشگاه‌ها و معرفی اسطوره‌ها و الگوها

 

این مقاله را به اشتراک بگذارید