مفهوم‌پردازی نسبتِ «وحدت ملی» و «تاب‌آوری جمعی» در وضعیت جنگ و پساجنگ

هنگامی که از مفهوم «وحدت ملی» سخن می‌گوییم، در واقع یکی از بنیادی‌ترین سازوکارهای حفظ «تاب‌آوری جمعی» در وضعیت جنگ و پساجنگ را مورد واکاوی قرار می‌دهیم. زمانی که جامعه‌ای در حال دفاع از خویش در برابر دشمن خارجی است، نسبت میان دو مفهوم «وحدت ملی» و «تاب‌آوری جمعی» واجد پیچیدگی‌های فراوانی است. در این یادداشت، نگارنده می‌کوشد ضمن شالوده‌شکنی از هر دو مفهوم و با بهره‌گیری از مفروضات اقتصاد سیاسی مقاومتی، میان آن‌ها ارتباطی پارادایمی برقرار کند و در نهایت، توصیه‌هایی سیاستی برای تقویت این دو مقوله در شرایط جنگی ارائه دهد.

اگر با رویکردی تبارشناسانه و تاریخ‌گرایانه به نسبت‌سنجی دو ابرمفهوم «وحدت ملی» و «تاب‌آوری جمعی» بپردازیم، بهترین نمونه تاریخی در بستر جامعه و دولت ـ ملت ایران معاصر، دفاع مقدس هشت‌ساله است. در هشت سال دفاع تمام‌عیار جامعه ایرانی از کیان ملک و ملت و تمامیت سرزمینی در برابر رژیم بعث، مشاهده می‌کنیم که یکی از پیشران‌های مهم تاب‌آوری جمعی، وحدت و انسجام ملی بود؛ وحدتی که درهم‌تنیدگی بحران‌های گوناگون ناشی از جنگ را مدیریت کرد و «ثبات ملی» را به ارمغان آورد.

«وحدت ملی» را می‌توان یکی از دال‌های کانونی گفتمان هر سه رهبر انقلاب اسلامی قلمداد کرد. امام خمینی(ره) تأکید خود بر وحدت ملی را از اندیشه اصیل و ناب اسلامی و سیره ائمه معصومین(ع) استنباط می‌کردند و همه اقشار مختلف جامعه، از طیف‌های اجتماعی، فرهنگی، دینی و قومی، را به‌صورت مستمر به حفظ وحدت ملی فرامی‌خواندند.

امام شهید انقلاب اسلامی نیز درباره ضرورت وحدت ملی فرمودند: «من بر روی وحدت ملی تأکید بیشتری دارم، به خاطر اینکه امنیت هم ناشی از وحدت است، اگر وحدت نباشد، امنیت ملی هم به خطر می‌افتد و ایجاد ناامنی می‌شود.» برقراری نسبت میان «وحدت ملی» و «امنیت ملی» در این بخش از بیانات رهبر شهید، خود نشان‌دهنده بنیادی بودن وحدت ملی در شرایط جنگ و مواجهه با دشمن خارجی است.

آیت‌الله سید مجتبی حسینی خامنه‌ای نیز به‌عنوان رهبر سوم انقلاب اسلامی، بر وحدت ملی تأکید فراوان داشته‌اند. انتخاب شعار سال ۱۴۰۵ با عنوان «اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملی و امنیت ملی» نیز به‌روشنی گویای این مسئله است. همچنین، با بهره‌گیری از روش‌شناسی‌هایی چون تحلیل گفتمان و تحلیل محتوای پیام‌های ایشان، به‌خوبی می‌توان دریافت که توجه به وحدت ملی، انسجام اجتماعی و ثبات سیاسی از محورهای مهم اندیشه سیاسی ایشان است. از این‌رو، بر همه مسئولان و کارگزاران سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و امنیتی فرض است که وحدت ملی را در راستای افزایش تاب‌آوری جمعی در شرایط جنگ، به‌عنوان کانونی‌ترین رکن سیاستی و اجرایی خود قلمداد کنند.

نگارنده بر این باور است که ظرفیت ایجادشده، که می‌توان آن را «پارادایم مردم مبعوث‌شده» نامید، زمینه‌ای برای تسریع فرایند اجرایی و گفتمانی وحدت ملی فراهم کرده است؛ ظرفیتی که متولیان امر می‌توانند آن را در جهت ادغام انسجام ملی و تاب‌آوری جمعی به کار گیرند. برای معماری چنین وضعیتی، نهادهای فرهنگی، قوای سه‌گانه و جامعه مدنی، بازیگران و کنشگران اصلی این عرصه هستند که ضروری است ذیل یک منظومه اجرایی مشترک، فعالیت‌های یکدیگر را پوشش داده و با ایجاد هم‌افزایی، دستیابی به این مهم را تسهیل کنند.

اندیشه امنیت اقتصادی در زمانه جنگ و حکمرانی پساجنگ، که به‌درستی در دل ادغام وحدت ملی و تاب‌آوری جمعی جای می‌گیرد، در چارچوب اقتصاد سیاسی مقاومتی، بر سرشت رابطه این دو ابرمفهوم استوار است. معمولاً با تمسک به وحدت ملی است که آنچه «نرم‌افزار قناعت» و «مدیریت مصرف» نامیده می‌شود، تاب‌آوری جمعی را برای جامعه به ارمغان می‌آورد تا دشمن آمریکایی ـ صهیونی نتواند از طریق سازوکارهایی چون تحریم اقتصادی و محاصره دریایی، بر «ثبات ملی» خدشه وارد کند.

همچنین، هویت ملی ایران، که متشکل از مؤلفه‌های اسلامی و ایرانی و مشحون از رخدادهای قهرمانانه تاریخی است، به‌عنوان سکویی برای پردازش وحدت ملی و تاب‌آوری جمعی در نظر گرفته می‌شود. این امر خود، تبارشناسی جامعه‌شناختی پیروزی‌های اخیر ملت ایران در مواجهه با دشمن خارجی را به منصه ظهور می‌رساند.

در نهایت، این یادداشت راهبردی با این توصیه سیاستی به پایان می‌رسد که برای کاربست منویات مقام معظم رهبری در راستای تقویت وحدت ملی با هدف افزایش تاب‌آوری جمعی در زمانه جنگ، ضروری است افراد، بخش‌ها، طبقات، اقشار و نهادها، هر یک، نسبت به فلسفه، دکترین و راهبرد سیاستی خود آگاهی پیدا کنند و با برخورداری از انضباط تکلیف‌محور، وظیفه‌ای خاص و متناسب با تخصص خود بر عهده گیرند.

این مقاله را به اشتراک بگذارید