مدارای اجتماعی؛ پیش‌شرط پنهان تاب‌آوری اجتماعی پایدار

تحلیل توانمندی جامعه در مواجهه با رویدادهای سرنوشت‌ساز و تکانه‌های تاریخی، نیازمند شناسایی متغیرهایی است که پیوند میان اعضای یک جامعه را در بحرانی‌ترین شرایط مستحکم نگه می‌دارند. در این چارچوب، درک صحیح از ظرفیت‌های درونی زیست جمعی، امکان بازخوانی نحوه پاسخ‌دهی جامعه به تحولات بنیادین و آزمون‌های بزرگ ملی را فراهم می‌سازد.

مدارای اجتماعی و #تاب‌آوری_اجتماعی دو مفهوم مرتبط اما متمایز هستند که درک دقیق تفاوت و پیوند آن‌ها برای تحلیل سلامت زیست جمعی ضروری است. مدارای اجتماعی به ظرفیت افراد و گروه‌ها برای پذیرش تفاوت‌های فکری، رفتاری و سبک زندگی اشاره دارد؛ ظرفیتی که امکان همزیستی مسالمت‌آمیز را فراهم می‌کند و از تبدیل اختلاف به گسست جلوگیری می‌نماید. این مفهوم بیشتر در سطح بین‌فردی و بین‌گروهی معنا پیدا می‌کند و نقش چسب اجتماعی را ایفا می‌کند.

در مقابل، تاب‌آوری اجتماعی ظرفیت سیستم اجتماعی برای مواجهه با شوک‌ها و اختلال‌های ناگهانی است. بر اساس مدل ظرفیت‌محور کریستوفر بنه، این ظرفیت در سه لایه عمل می‌کند: لایه جذب که توانایی حفظ کارکردهای اساسی سیستم در برابر ضربه اولیه را نشان می‌دهد، لایه انطباق که ناظر به تنظیم هوشمندانه سبک زندگی و روابط در شرایط طولانی‌مدت است و لایه بازآفرینی که امکان بهبود هدفمند ساختارها و قواعد را برای پایداری بلندمدت فراهم می‌سازد.

پیوند این دو مفهوم روشن است. مدارای اجتماعی به‌عنوان سرمایه پنهان، زمینه لازم برای فعال‌سازی لایه‌های تاب‌آوری اجتماعی را مهیا می‌کند. جامعه‌ای که در سطح روزمره ظرفیت پذیرش تفاوت را دارد، در مواجهه با فشارهای بیرونی و تکانه‌های کلان، از انسجام درونی بیشتری برخوردار می‌شود و می‌تواند منابع خود را به‌جای مصرف در تعارضات داخلی، صرف همبستگی و ترمیم نماید.

تجربه زیسته جامعه در مواجهه با شرایط جنگی و ابعاد فراملی بحران‌ها، نماد برجسته‌ای از این تاب‌آوری است. نمونه بارز این ظرفیت را می‌توان در تقارن نبرد رمضان و ایستادگی و مواجهه جامعه با فقدان و شهادت رهبر فقید انقلاب و قائد امت، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در اثر اقدامات تجاوزکارانه آمریکا و رژیم صهیونیستی مشاهده کرد. چنین شوک‌های کلان و سنگینی معمولاً توان فروپاشی ساختارهای اجتماعی را دارند، اما در بستر فرهنگ ایرانی- اسلامی، وارد لایه جذب تاب‌آوری شدند.

تجلی عینی این تاب‌آوری فعال، در شکل‌گیری تجمعات مردمی در دل شب‌ها یا همان پدیده «بعثتمردم» بازنمایی شد؛ رویدادی که در آن آحاد جامعه با وجود تنوع در دیدگاه‌ها و سبک‌های زندگی، حول محور همبستگی ملی، مناسک دینی و دفاع از کیان کشور گرد هم آمدند. این حضور شبانه و خاستگاه معنوی آن در ماه مبارک رمضان، نشان داد چگونه سرمایه‌های ارزش‌محور و مدارای اجتماعی می‌توانند آستانه تحکیم پیوندهای ملی را ارتقا داده و شوک‌های امنیتی و سیاسی را به نقطه عطفی برای همبستگی جمعی تبدیل کنند. این الگوها نوعی سرمایه اجتماعی بالفعل محسوب می‌شوند که حفظ و تقویت آن‌ها نیازمند توجه آگاهانه به مدارای اجتماعی است.

از منظر سیاست‌گذاری اجتماعی، تقویت همزمان این دو مفهوم مستلزم رویکردی چندلایه است. در سطح خرد، ایجاد فضاهای گفتگوی واقعی و تمرین پذیرش تفاوت در نهادهای آموزشی و محله‌ای می‌تواند مدارای اجتماعی را به‌عنوان عادت رفتاری نهادینه کند. در سطح میانی، حمایت از شبکه‌های محلی، هیئت‌ها و الگوهای تجمیع مردمی، لایه انطباق تاب‌آوری اجتماعی را تقویت می‌نماید. در سطح کلان نیز طراحی سازوکارهایی که امکان بازآفرینی ساختارها و حفظ هویت جمعی را فراهم سازد، به پایداری سیستم در برابر تهدیدات آتی یاری می‌رساند.

نکته حائز اهمیت آن است که تاب‌آوری اجتماعی را نباید با انفعال یا تحمل صرف یکسان انگاشت. تاب‌آوری اجتماعی واقعی فرآیندی فعالانه است که شامل جذب ضربه، تنظیم هوشمندانه و در صورت نیاز بهبود ساختارها برای پایداری بلندمدت می‌شود. مدارای اجتماعی نیز به‌معنای بی‌تفاوتی نیست، بلکه پذیرش آگاهانه تفاوت‌ها در عین حفظ هویت جمعی است.

بدین‌ترتیب، سرمایه‌گذاری بر مدارای اجتماعی در واقع سرمایه‌گذاری بر تاب‌آوری اجتماعی آینده جامعه است. جوامعی که این دو ظرفیت را به‌صورت همزمان پرورش می‌دهند، نه‌تنها در برابر شوک‌های ناگهانی و تجاوزهای بیرونی پایدارتر می‌مانند، بلکه از فرصت‌های پس از بحران برای ارتقای کیفیت زیست جمعی و انسجام ملی نیز بهره‌مند می‌شوند.

 

این مقاله را به اشتراک بگذارید