این اثر توسط پژوهشگاه مطالعات امنیت و پیشرفت منتشر شده است؛
کتاب: «بررسی اسناد راهبردی ارتقای ارتش اسرائیل از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۸»
نویسندگان: محمدحسین صفایی و ابراهیم کیمیایی دوین
ناشر: پژوهشکده مطالعات و تحقیقات ابرار معاصر تهران وابسته به پژوهشگاه مطالعات امنیت و پیشرفت
سال انتشار: ۱۴۰۴ خردادماه
تعداد صفحات: ۲۸۳ صفحه
شابک: ۹۷۸-۹۶۴-۵۲۶-۴۱۵-۲
قطع کتاب : رقعی
معرفی کلی کتاب و اهمیت موضوع
این کتاب، یک پژوهش دانشگاهی عمیق و ساختاریافته است که با هدف تحلیل تحولات راهبردی ارتش رژیم صهیونیستی در بازه زمانی ۲۸ ساله (۲۰۰۰–۲۰۲۸) تدوین شده است. نویسندگان با اتکا به اسناد راهبردی منتشرشده و تحلیلهای میدانی، به بررسی سیر تحولات دکترینی، ساختاری و عملیاتی ارتش اسرائیل پرداختهاند.
ساختار کتاب در قالب پنج فصل اصلی سازمانیافته است: فصل اول: مفاهیم و کلیات این فصل به تعریف مفاهیم پایهای مانند «رهنامه نظامی»، «راهبرد نظامی» و «سند راهبردی» میپردازد و چارچوب نظری پژوهش را ترسیم میکند. همچنین جایگاه قانونی و سازمانی اسناد راهبردی در ساختار امنیتی اسرائیل بررسی میشود. فصل دوم: معرفی اسناد راهبردی ارتقای ارتش رژیم صهیونیستی در این فصل، هفت سند راهبردی اصلی ارتش اسرائیل به تفصیل معرفی میشوند: ۱. سند موفاز (طرح ۲۰۰۰) ۲. سند حالوتس (طرح کشت) ۳. سند اشکنازی (طرح تفن) ۴. سند گانتز (طرح ۲۰۱۳) ۵. سند آیزنکوت (طرح گیدئون) ۶. سند کوخاوی (طرح تنوفا) ۷. سند هالوی. هر سند با توجه به اهداف، مفاهیم کلیدی و تغییرات ساختاری مورد بررسی قرار گرفته است. فصل سوم: تجزیه و تحلیل اسناد راهبردی این فصل به تحلیل تطبیقی اسناد میپردازد و وجوه اشتراک و افتراق آنها را در قالب نمودارها و جداول ارائه میدهد. همچنین تأثیر رویدادهای مهمی مانند جنگ لبنان و عملیاتهای غزه بر تحول این اسناد بررسی شده است. فصل چهارم: نظام مسائل و چالشهای پیشرو نویسندگان در این فصل به چالشهای آینده ارتش اسرائیل در مواجهه با محور مقاومت، ایران، لبنان، سوریه و تحولات داخلی میپردازند و سناریوهای محتمل را ترسیم میکنند. فصل پنجم: نتیجهگیری و پیشنهادها در پایان، یافتههای پژوهش جمعبندی شده و پیشنهادهایی برای پژوهشهای آتی ارائه شده است.
چارچوب نظری و روششناسی
پژوهش این کتاب با رویکردی تحلیلی-توصیفی و با تکیه بر روششناسی اسنادی و تحلیل محتوای کیفی(روش اطلس تی)، به بررسی سیر تحولات راهبردی ارتش اسرائیل از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۸ میپردازد. پژوهش بر پایهی تحلیل هفت سند راهبردی اصلی (از موفاز تا هالوی) و با استفاده از منابع دستاول عبری، اسناد رسمی نظامی و تحلیلهای راهبردی صورت گرفته است. چارچوب نظری پژوهش بر مفاهیم بنیادین «رهنامه نظامی»، «راهبرد نظامی» و «سند راهبردی» استوار است و جایگاه این اسناد را در ساختار امنیتی-نظامی اسرائیل واکاوی میکند.
تحولات محتوایی و گفتمانی
در اسناد راهبردی کتاب نشان میدهد که اسناد راهبردی ارتش اسرائیل در پاسخ به شکستهای راهبردی (مانند جنگ ۲۰۰۶ لبنان)، تغییر ماهیت تهدیدات (از دولت-ملتها به بازیگران فروملی و مقاومت) و تحولات فناورانه، دستخوش تحول گفتمانی عمیقی شدهاند. این تحول را میتوان در گذار از مفاهیمی چون «دفاع تهاجمی» و «ارتش زمینی دیجیتال» به «نبرد بین جنگها»، «عمق عملیاتی»، «دکترین ضاحیه» و «جنگ چندبعدی» مشاهده کرد. تأکید بر نقش نیروی هوایی، جنگ سایبری، عملیاتهای ویژه و لزوم «کسب مشروعیت» در عرصهی بینالمللی از دیگر مؤلفههای برجستهی این تحول است.
تحلیل ساختاری-سازمانی و درسآموزیهای نهادی
پژوهش بهطور مبسوط به تحلیل تأثیر اسناد راهبردی بر ساختار سازمانی ارتش اسرائیل (مانند تغییرات در ستاد کل، فرماندهیهای منطقهای و توازن نیروهای زمینی، هوایی و دریایی) و فرایندهای درسآموزی نهادی پس از هر درگیری میپردازد. نویسندگان با بررسی گزارشهای رسمی مانند کمیسیون وینوگراد، استدلال میکنند که رویکردهای اثرمحور و انتزاعی (مانند طراحی عملیاتی سیستم) پس از شکستهای عملیاتی جای خود را به بازگشت به اصول کلاسیک رزم، تقویت نیروی زمینی و واقعبینی راهبردی دادهاند. همچنین کتاب به چالشهای درونی مانند گسست بین ردهی سیاسی و نظامی، بحران ارزشهای سازمانی و محدودیت منابع مالی اشاره دارد.
سناریوهای آینده و جمعبندی راهبردی در بخش پایانی کتاب
کتاب با رویکردی آیندهپژوهانه، چالشهای پیشروی ارتش اسرائیل را در مواجهه با محور مقاومت (بهویژه ایران، حزبالله و گروههای فلسطینی)، رقابتهای منطقهای و دگرگونیهای اجتماعی داخلی ترسیم میکند. نویسندگان بر این نظرند که سند راهبردی آتی اسرائیل احتمالاً بر مفاهیمی چون «جنگ چندجبههای و چندبعدی»، «تقویت بازدارندگی در عمق راهبردی»، «ادغام هوش مصنوعی و سایبر» و «انعطافپذیری جبههی داخلی» متمرکز خواهد بود. در جمعبندی، این کتاب استدلال میکند که علیرغم بروزرسانیهای مداوم راهبردی، ارتش اسرائیل با تناقض ذاتی بین آرمانهای تهاجمی، محدودیتهای منابع و پیچیدگی روزافزون محیط امنیتی روبروست و شکست عملیاتی اکتبر ۲۰۲۳ نقطهعطفی در بازنگری بنیادین این راهبردها محسوب میشود.