تروریسم غیرسازمان‌یافته در ایران: ماهیت‌شناسی و راهبردهای مقابله

تروریسم غیرسازمان‌یافته به عنوان یکی از پیچیده‌ترین و غیرقابل پیش‌بینی‌ترین تهدیدات امنیتی در دهه‌های اخیر شناخته شده است. این نوع تروریسم به دلیل ناوابستگی به سازمان‌های تروریستی و استفاده از روش‌های پنهان‌کاری، چالش‌های جدی برای سازمان‌های امنیتی ایجاد کرده است. این نوع کنش تروریستی، نوعاً از سوی خودتروریست‏ها صورت می‏گیرد، به این صورت که افراد ناراضی یا تحریک‌شده، به صورت عمدتاً فردی دست به اعمال خشونت خودسرانه و یا ترور علیه سوژه‏های سیاسی می‏زنند. این پدیده، در عین حال، نشان‏گر وجود سطحی از کین‏توزی در میان بخشی از اقشار نابرخوردار یا ناراضی و یا تحریک‌شده جامعه است که عمدتاً به سبب معضلات و دشواری‏های اقتصادی و معیشتی سالیان اخیر و همچنین، جنگ رسانه‏ای و البته، سرخوردگی‏های متعاقب مقابله و سرکوب ناآرامی‏ها و اعتراضات اجتماعی، ایجاد شده و به برساخته‏شدن سوژه «ناخشنود» و کین‏ورز در جامعه ایرانی انجامیده است. به بیان دیگر، اکنون جامعه ایرانی با نوعی از تروریسم غیرسازمانی با کنش‏گری خودتروریست‏ها مواجه است که در اساس، ریشه اقتصادی- اجتماعی و فرهنگی- سیاسی در سطح ملی دارد نه سطح قومی- محلی یا فروملی.
کین‌توزی در مقام تعریف، همواره نوعی واکنش بیمارگونه به سرکوب و واپس‌راندن طولانی‌مدت و مداوم احساسات منفی همانند حسادت، نفرت، انتقام، حقارت و مواردی از این دست است. این واکنش می‌تواند فاز یا مراحل گوناگونی را شامل شود؛ از انکار اولیه تا زیر سئوال بردن ارزش‌ها و در نهایت، ارتکاب جرائمی از سر انتقام و بدخواهی کور که لزوماً فرد خاصی را آماج قرار نمی‌دهد، اما آماج آن می‌تواند به تدریج، سویه‌های سیاسی- امنیتی پیدا کند، به ویژه در نوعی مناسبات اجتماعی- رسانه‌ای که سوژه ناخشنود در آن برساخته شده و رسانه‌های اجتماعی نیز به آن‌ها، به ویژه اگر اهداف (شبه) سیاسی را آماج خود قرار دهند، اعتبار و اقبال نشان می‌دهند. در این پژوهش، به شرح مراحل و عوارض کین‏توزی در حوزه خشونت‏ورزی پرداخته و نشان خواهیم داد که دو عنصر ناتوانی و ناکامی لاعلاج می‏تواند حس انتقام، حسادت و کین‏توزی نسبت به عامل این عوارض یا همه افراد توانمند و کامیاب را برانگیخته، موجب خشونت تروریستی شود.
علاوه بر این، الگوی نهادی ضد تروریسم در بسیاری از جوامع عمدتاً متناسب با مدل سازمانی تروریسم و به صورت واکنشی صورت‌بندی شده و متمرکز بر مرحله امنیتی‌شدن سوژه‌هاست، در حالی که تروریسم سازمان‌نیافته نیازمند تمرکز بر پیش‌گیری و پیش‌دستی و مراحل پیشاامنیتی یا دوره اجتماعی‌/ سیاسی‌شدن سوژه‌های مذکور است. به بیان دیگر، می‌بایست به جای فراورده، بر فرایند متمرکز شود. این عدم تناسب، عمدتاً به ضعف شناختی و سازمانی باز می‌گردد و از این رو، پژوهش در این موضوع را ضروری و مسئله‌محور می‌کند.
در متون علمی غیر فارسی، تروریسم غیرسازمان‌یافته را با عنوان «گرگ‌های تنها» نام‌گذاری و تحلیل می‌کنند و آن را پدیداری جهانی و مرتبط با ایدئولوژی‏های افراط‌گرایی مانند افراط‏گرایی راست، افراط‏گرایی اسلامی در چارچوب القاعاده و داعش و مانند آن‏ها می‌شناسند نه یک پدیده محلی یا متعلق به یک کشور و منطقه خاص.
بر این اساس، این دسته از متون کمتر نسبتی با تروریسم غیرسازمان‌یافته در وضعیت کنونی جامعه ایران برقرار می‌کنند که عاملان آن را عموماً نمی‌توان در قالب یک ایدئولوژی یا فرقه مشخص (مانند راست افراطی، اسلام‌گرایان تکفیری و مانند آن‏ها) دسته‌بندی کرد و برای پیش‌گیری از حملات، بر آن‌ها تمرکز نمود. به بیان دیگر، این پدیده در جامعه کنونی ایران نسبت به این گونه دسته‌بندی‌ها لابه‌اقتضا و عمومی‌تر است و از این رو، مواجهه با آن به مراتب دشوارتر است، هرچند می‌توان از برخی از راه‌کارهای این متون برای مدیریت و مواجهه با این پدیده در سطح بومی استفاده کرد.
مهم‌ترین جنبه نوآورانه پژوهش حاضر، گذر از حدس‌های اولیه و کلیشه‌ای برای فهم چیستی و چرایی کنش‌های پنداری و کرداری خودتروریست‌ها در چارچوب پدیده تروریسم غیرسازمان‌یاغته به پژوهش زمینه‌مند، بومی و موردی مبتنی بر روش‌های علمی و با مشارکت ذی‌مدخلان مستقیم در این حوزه است. این سطح از نوآوری می‌تواند اعتبار و روایی یافته‌های پژوهش و به تبع آن راهبردها و راه‌کارهای پیشنهادی آن را بالا برده و به طبع، احتمال اثربخشی آن‌ها را تا حد زیادی افزایش داده و تضمین کند.
هدف اصلی این پژوهش، شناسایی ماهیت یا چیستی تروریسم غیرسازمان‌یافته (پاسخ به مسئله تعریف و مسئله انگیزه در این گونه از تروریسم) و ارائه راهبردهایی برای بهبود روش‌های حکم‌رانی و مقابله با این گونه از تروریسم است.
این مقاله را به اشتراک بگذارید