سناریوهای ساختار سیاسی یمن تا افق ۲۰۲۹

این پژوهش با تمرکز بر آینده ساختار سیاسی یمن، تلاشی نظام‌مند برای تحلیل سناریوهای محتمل این کشور تا پایان دوره دوم احتمالی ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ است. مسئله اصلی پژوهش آن است که یمن طی یک دهه گذشته از یک بحران داخلی به عرصه‌ای چندلایه از رقابت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای تبدیل شده و ساختار سیاسی آن در وضعیتی شکننده، چندپاره و وابسته به متغیرهای بیرونی قرار گرفته است. از این‌رو، فهم آینده این ساختار بدون رویکردی آینده‌پژوهانه و مبتنی بر تحلیل پیشران‌ها و عدم‌قطعیت‌ها ممکن نیست.
یمن به دلیل موقعیت ژئوپلیتیکی ممتاز خود در جنوب شبه‌جزیره عربستان و اشراف بر تنگه راهبردی باب‌المندب، از اهمیتی فراتر از ظرفیت‌های اقتصادی و نظامی‌اش برخوردار است. این کشور در نقطه اتصال دریای سرخ به خلیج عدن قرار دارد و یکی از گلوگاه‌های حیاتی تجارت جهانی و انتقال انرژی محسوب می‌شود. هم‌مرزی با عربستان سعودی، مجاورت با شاخ آفریقا و تسلط بر خطوط کشتیرانی بین‌المللی، موجب شده هر تحول داخلی در یمن پیامدهایی منطقه‌ای و حتی جهانی داشته باشد. از همین رو، جنگ داخلی یمن صرفاً یک منازعه داخلی نیست، بلکه بخشی از معادلات کلان امنیتی در غرب آسیا و رقابت میان قدرت‌های منطقه‌ای مانند ایران و عربستان سعودی و نیز بازیگران فرامنطقه‌ای همچون ایالات متحده است.
بحران کنونی یمن ریشه در تحولات پس از خیزش‌های عربی سال ۲۰۱۱ دارد؛ زمانی که انتقال قدرت از علی عبدالله صالح به عبدربه منصور هادی نتوانست ثبات سیاسی ایجاد کند و شکاف‌های ساختاری، قبیله‌ای و مذهبی تشدید شد. قدرت‌گیری جنبش انصارالله در صنعا، مداخله نظامی ائتلاف به رهبری عربستان سعودی در سال ۲۰۱۵ و ورود تدریجی بازیگران متنوع منطقه‌ای، یمن را به صحنه‌ای از جنگ نیابتی و رقابت ژئوپلیتیکی بدل کرد. در سال‌های اخیر، با گسترش حملات انصارالله به کشتی‌های مرتبط با منافع غربی در دریای سرخ و واکنش نظامی آمریکا، این بحران وارد مرحله‌ای تازه شده که در آن واشنگتن به‌طور مستقیم در معادلات نظامی درگیر شده است. بازگشت احتمالی ترامپ به قدرت و رویکرد امنیت‌محور و ضدایرانی او، می‌تواند بر تشدید یا تغییر جهت این بحران اثرگذار باشد.
بر این اساس، پرسش اصلی پژوهش آن است که تا پایان دولت دوم احتمالی ترامپ، چه سناریوهایی برای ساختار سیاسی یمن قابل تصور است؟ در پاسخ به این پرسش، پژوهش تلاش می‌کند مهم‌ترین پیشران‌های داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی مؤثر بر آینده یمن را شناسایی کند؛ عدم‌قطعیت‌های کلیدی را استخراج نماید؛ سناریوهای محتمل و مطلوب را طراحی کند؛ نشانه‌های هشدار زودهنگام هر سناریو را مشخص سازد؛ و در نهایت، راهکارهایی سیاستی برای جمهوری اسلامی ایران ارائه دهد.
از منظر نظری، پژوهش در چارچوب آینده‌پژوهی و با استفاده از روش سناریونویسی جی‌بی‌ان طراحی شده است. در این رویکرد، آینده نه به‌مثابه یک مسیر قطعی، بلکه به‌صورت مجموعه‌ای از آینده‌های ممکن در نظر گرفته می‌شود که بر اساس تعامل پیشران‌ها و عدم‌قطعیت‌های راهبردی شکل می‌گیرند. ابتدا موضوع محوری تعیین می‌شود؛ سپس بازیگران کلیدی و نیروهای پیشران شناسایی می‌گردند؛ متغیرها بر اساس میزان اهمیت و عدم‌قطعیت دسته‌بندی می‌شوند؛ دو عدم‌قطعیت اصلی انتخاب و ماتریس سناریویی طراحی می‌شود؛ و در نهایت، چهار سناریوی متمایز (از مطلوب تا بحرانی) روایت و تحلیل می‌شوند.
مرور پیشینه پژوهش نشان می‌دهد که اگرچه مطالعات متعددی درباره بحران یمن انجام شده، اما اغلب آن‌ها یا بر تحلیل تاریخی و توصیفی تمرکز داشته‌اند یا سناریونویسی ساخت‌یافته‌ای با افق زمانی مشخص ارائه نکرده‌اند. همچنین نقش سیاست خارجی آمریکا، به‌ویژه در دوره ترامپ، کمتر در پیوند با ساختار داخلی یمن و در قالب یک چارچوب آینده‌نگر بررسی شده است. افزون بر این، در بیشتر پژوهش‌ها پیشنهادهای سیاستی مشخص برای ایران متناسب با سناریوهای مختلف ارائه نشده است. نوآوری این پژوهش در آن است که با تمرکز بر یک افق زمانی معین (پایان دولت دوم احتمالی ترامپ)، تحلیل تلفیقی بازیگران داخلی و خارجی، و ارائه توصیه‌های سیاستی برای ایران، خلأ موجود را پوشش می‌دهد.
از حیث روش‌شناسی، پژوهش کاربردی ـ راهبردی و تحلیلی ـ آینده‌نگر است. داده‌ها به‌صورت کیفی و از طریق دو منبع اصلی گردآوری می‌شوند: نخست، مطالعات اسنادی و کتابخانه‌ای شامل مقالات علمی، گزارش‌های اندیشکده‌ای و اسناد رسمی؛ دوم، مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با نخبگان و کارشناسان حوزه روابط بین‌الملل و مسائل غرب آسیا. افزون بر این، یک پرسش‌نامه هدفمند برای سنجش میزان احتمال سناریوها و ارزیابی پیامدهای آن‌ها توزیع خواهد شد تا اعتبار تحلیلی یافته‌ها تقویت شود. نمونه‌گیری به‌صورت هدفمند و تخصص‌محور انجام می‌شود و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه می‌یابد.
فرآیند تحلیل در سه گام صورت می‌گیرد: نخست، تحلیل محتوای کیفی برای استخراج پیشران‌ها و عدم‌قطعیت‌ها؛ دوم، تحلیل ساختاری برای تعیین میزان تأثیرگذاری و تأثیرپذیری متغیرها و انتخاب عدم‌قطعیت‌های کلیدی؛ و سوم، طراحی سناریوها با روش جی‌بی‌ان و تحلیل پیامدهای هر سناریو برای امنیت و منافع ملی ایران. در نهایت، برای هر سناریو مجموعه‌ای از شاخص‌های هشدار زودهنگام و پیشنهادهای سیاستی ارائه خواهد شد.
این مقاله را به اشتراک بگذارید