در اندیشه امام خمینی (ره)، امنیت ملی نه محصول انباشت صرف قدرت نظامی، که برآمده از «انسجام اسلامی-ملی» و «استقلال» از سلطه بیگانگان است؛ ایشان مؤلفه اصلی امنیت را در گرو وحدت ملت و دولت، حفظ هویت دینی و ایستادگی در برابر تهدیدات خارجی میدیدند و بر نقش مردم بهعنوان ستون اصلی قدرت تأکید داشتند. در امتداد این نگاه و متناسب با تحول ماهیت تهدیدات در جهان معاصر، رهبر شهید مفهوم امنیت را چندلایه، شبکهای و فراتر از قدرت سخت تعریف میکنند. ایشان امنیت را نه کالایی دولتی و آمرانه، که محصولی اجتماعی میدانند که لازمه آن حرکت از رویکرد تهدیدمحور صرف به «حکمرانی کارآمد، شفاف و پاسخگو» در برابر جنگ نرم و عملیات شناختی دشمن است. این دستگاه نظری میتواند بنیان تحلیلی ما برای فهم الزامات ثبات و تهدیدات پیشروی امنیت داخلی ایران قرار گیرد.
در چارچوب این منظومه فکری، نخستین الزام برای ثبات پایدار، تحقق «انسجام ملی» و «اعتماد عمومی» است که در ادبیات اخیر از آن به «اتحاد مقدس» میان مردم، دولت و مسئولان تعبیر میشود. امام خمینی (ره) وحدت ملت و دولت را شالوده امنیت میدانستند و رهبر شهید نیز همواره بر این نکته تأکید دارند که اعتماد متقابل، پیششرط هرگونه بسیج عمومی در برابر تهدیدات است. تجربههای تاریخی ایران، از دوران دفاع مقدس تا مدیریت بحرانهای اخیر، نشان داده است که هرگاه این سرمایه اجتماعی فعال بوده، تهدیدهای بیرونی کمرنگ شدهاند و بالعکس، شکافهای اعتمادی ناشی از ناکارآمدیهای مدیریتی میتواند مسیر را برای نفوذ و عملیات روانی دشمن هموار سازد.
در اندیشه رهبران انقلاب، توجه به معیشت مردم نه یک مسئله حاشیهای یا صرفاً اقتصادی، بلکه رکن اساسی امنیت ملی و مشروعیت نظام اسلامی محسوب میشود. امام خمینی (ره) با تأکید بر اینکه «فقیر و گرسنه در جامعه اسلامی نباید وجود داشته باشد»، رسیدگی به طبقات محروم و تأمین عدالت اجتماعی را وظیفه قطعی حاکمیت میدانستند و ناکارآمدی در این عرصه را تهدیدی برای اساس مقبولیت نظام تلقی میکردند. در امتداد این نگاه، رهبر شهید امنیت اقتصادی را مفهومی چندوجهی دانسته که عدالت، استقلال، تولید، شفافیت، مبارزه با فساد و حفظ کرامت مردم را دربر میگیرد. بر این اساس، پایداری اقتصادی کشور در گرو اجرای اقتصاد مقاومتی، حمایت از تولید، تأمین امنیت سرمایهگذاری، مقابله مستمر با فساد و توجه ویژه به معیشت اقشار ضعیف خواهد بود. چنین نگاهی، امنیت اقتصادی را نه یک سیاست مقطعی، بلکه زیربنای اقتدار و ثبات ملی تعریف میکند.
تزریق امید و نشاط اجتماعی یک الزام روانی-اجتماعی مغفول اما حیاتی در لایه «بازدارندگی شناختی» و «حفظ انسجام ملی» است. رهبر شهید بارها بر اهمیت امیدآفرینی و پرهیز از سیاهنمایی تأکید داشتهاند، چراکه یأس و سرخوردگی عمومی، بهترین بستر برای عملیات روانی و جنگ شناختی دشمن است. سیاستگذاری فرهنگی هوشمند، گسترش فضای گفتوگو، حمایت از جوانان و ایجاد حس ارزشمندی و تعلق در شهروندان میتواند بهمثابه یک واکسن اجتماعی، مصونیت جامعه را در برابر شایعه و قطبیسازی افزایش دهد. احساس غرور ملی و تعلق به میهن، انگیزه دفاع از امنیت را تقویت میکند و حلقه اتصال «قدرت درونزای ملی» با «تابآوری اجتماعی» را مستحکمتر میسازد.
در پاسخ به این پرسش که آیا دشمن در پی برهمزدن امنیت ایران در روزها و ماههای آینده است، باید گفت بیتردید آری. اسناد راهبردی آمریکا و رژیم صهیونیستی و نیز عملکرد سرویسهای اطلاعاتی غربی نشان میدهد که آنها از «جنگ ترکیبی» بهره میگیرند؛ ترکیبی از تحریمهای فلجکننده، جنگ روانی و رسانهای، حملات سایبری، نفوذ فکری و پشتیبانی از گروههای تجزیهطلب. هدف نهایی این جنگ، ایجاد شکاف میان ملت و حاکمیت، القای ناکارآمدی نظام و در نهایت فروپاشی از درون است؛ یعنی دقیقاً هدفگیری همان مؤلفههایی که در دستگاه نظری امنیت درونزای ایران، هسته سخت آن را تشکیل میدهند. با این حال، موفقیت این پروژه کاملاً مشروط به وجود آسیبپذیریهای داخلی است. اگر «انسجام ملی» حفظ شود، «تابآوری اجتماعی» تقویت گردد و «حکمرانی کارآمد و پاسخگو» استمرار یابد، تیر دشمن به سنگ خواهد خورد. بهعبارت دیگر، تهدید بیرونی اگرچه جدی است، اما متغیر مستقل نیست؛ بلکه ضعفهای داخلی آن را معنا میبخشد و توان عملیاتیاش را چندبرابر میکند.
بنابراین امنیت پایدار ایران در گرو تعادل سهضلع «انسجام ملی»، «توجه به معیشت» و «نشاط امیدبخش» است. تهدید ترکیبی دشمن، شکافهای اعتمادی و نارضایتیهای اقتصادی را هدف میگیرد تا از درون، جامعه را متلاشی کند. اما اگر حکمرانی کارآمد، انسجام ملت-دولت و امید اجتماعی تقویت شود، این تهدید بیرونی خنثی خواهد شد.